شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣١٨
و لذلك ما يتألّف منهما ذات واحدة و كذلك ما نقل عن الإشارات [١] و شرحه؛ فإنّ معناه أنّ الهيولى إذا تحصّلت بحلول الصورة المائية- مثلا- صارت ماء بالعرض، كما أنّ الجسم إذا حلّ فيه السواد صار أسود بالعرض، فالاتحاد الذي هاهنا كالاتحاد بين العرضيات و موضوعاتها هو اتحاد عرضي، و لا ينافي ذلك أن يحصل منهما ثالث كما في العرضيات و معروضاتها».
مير صدر دشتكى از اين اشكالات به تفصيل جواب گفته است، برخى از اجوبه تمام نيست، بلكه جواب نيست، بعضى روى قواعد مختار او و معاصر جليل او ملا جلال، درست به نظر نمىآيد و پارهاى از اشكالات به هر دو وارد است. و اصولا اشكالاتى به هر دو وارد است كه چون اين دو جليل القدر، در مبانى فلسفى و حكمى به حسب اصول، هم مشربند و اختلافات جزئى دارند، خيلى از عويصات را لا ينحل گذاشتهاند.
اشكالاتى كه به عدم جواز تركيب حقيقى از مجرد تام (نفس) و مادى صرف (بدن) راجع مىباشد، با اصول و قواعد مقرر در آثار مير صدر و ملا جلال، قابل انحلال نيست؛ چه آن كه نه تركيب اتحادى بين مجرد و مادى معقول است و نه از مجرد تام و مادى صرف نوع واحد حقيقى مثل انسان حاصل مىشود، و مجموع مركب از نوع مجرد و بدن مادى، نه داخل در انواع مادى مىباشد و نه داخل در نوع خاص مجرد، و جوهر مجرد بالفعل با قطع نظر از الحاق آن به مادى، جوهر مجرد واقع در نوع مجردات است. بنابر قواعد و اصول مقرر در حكمت متعاليه، امر مجرد بالفعل و معقول الوجود و عقل الوجود قبول تكثر فردى نمىنمايد و داخل در انواع متكثرة الافراد نمىشود، ناچار بايد اذعان نمود كه نفس ناطقه در
[١]مير صدر و ملا جلال و مير سيد شريف و فخر الدين سماكى و محقق خفرى اگر در سلك متكلمان قرار نگيرند، فيلسوف به معناى واقعى هم محسوب نمىشوند.