شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤٠٠
ترفّع آن از عالم تمادى و تجزّى و مقدار و قوه و استعداد نمىباشد. بلى تجرد در هيولا و ماده محل صور نوعيه، به معناى عدم تحصّل و ابهام است بلكه هيولى به حسب نفس الأمر و واقع، به صورى از صور متحصل و در انواع متحصله داخل است و قطع نظر از صور لاحقه و به حسب نفس ذات، مبهم و لا متحصل، و امرى محتمل و به اعتبار واقع، نه مجرد است و نه فاقد مقدار، به خلاف قوه دماغى كه نسبت به صور شبحى، متجسم و متقدر- و به عبارت اوضح- نسبت به امور مذكوره بشرط شىء است و بعد از تحصل وجودى و تماميت ذات و هويت و تعين وجودى و تحقق به وضع خاص و وجود متميز و متشخص، صور عرضيه حالّ در خود را قبول مىنمايد، امكان ندارد محل از حالّ كوچكتر باشد.
سه برهان بر مادى بودن صور جزئى خيالى قائم به نفوس حيوانيه، ذكر شده است كه قوىتر از همه آنها برهانى است كه شيخ در شفا مفصلا ذكر كرده و ديگران آن را تلخيص نمودهاند و از قرارى كه نقل مىشود در كتب خود ذكر كردهاند [١].
[١]شفا (كتاب طبيعى)، چاپ سنگى، تهران، ص ٣٤٠، ٣٤١، ٣٤٢، ٣٤٥.
شيخ، در آخر فصل رابع، مقاله چهارم شفا (ص ٣٤٥) گويد: «إنّ جميع القوى الحيوانية لا فعل لها إلّا بالبدن و وجود القوى أن يكون بحيث يفعل فالقوى الحيوانية إذن إنّما تكون تفعل و هي بدنيّة فوجودها أن تكون بدنية فلا بقاء لها بعد البدن».
هذا ما بلغ إليه فلسفة هذا الفيلسوف الأعظم من بوار القوى الحيوانيّة بعد خراب البدن و أمّا بناء على ما حققنا في هذه الرسالة أنّ النفوس الحيوانيّة و النفوس الإنسانيّة التي ما بلغت مقام التجرد العقلاني غير فانية بل باقية و غير هالكة.
برهان شيخ در شفا مفصّل و مبسوط است. و اعلام فن حكمت آن را خلاصه نموده و به تعابيرى به خيال خود واضحتر تقرير و تحرير نمودهاند. شيخ با اين كه در مباحثات بر تجرد نفوس حيوانى به اعتبار تجرد صور خيالى برهان اقامه نموده است، چون اين معنا با قواعد فلسفى او سازش ندارد، در شفا خلاف آن را معتقد شده است.