شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٨٠
عالم صورت پذيرد.
در عالم مثال احاديثى از اهل عصمت نقل شده است كه مؤيد قول اين دانشمندان است، مثل آن كه وارد است روح انسان بعد از موت به عالم برزخ منتقل مىشود و احاديثى نيز كه صريح و ظاهر در تجسم اعمال است، در كتب اهل حديث موجود است مثل «و يحشر الناس على صور نياتهم» [١].
صاحب شوارق در همين كتاب در مقام رد قول صاحبان معرفت و اساطين مدينه حكمت- قدس اللّه ارواحهم- گفته است:
«قول به عالم مثال مخصوص اشراقيين و متصوفين است و در اثبات اين دعوى مستند به مكاشفهاند و پوشيده نيست كه غايت بر تقدير صحت، مشاهده اين صور است اما حكم به اين كه اين صور قائمند به ذوات خود نه به مدركى از مدارك علويه سماويه و موجودند در خارج جميع مدارك صادر نتواند شد، مگر از وهم و حال آن كه برهان قائم است بر بودن نفوس افلاك عالم به جزئيات و بر ارتسام صور جزئيه، در نفوس منطبعه افلاك عالم به جزئيات.
پس كشف صحيح زياده بر اين حكم نتواند كرد كه نفس ناطقه مجرده به سبب رياضت، متصل مىشود به نفس فلكى و مشاهده كند بعضى از صور مرتسمه در آن نفس فلكى و چون نفس مكاشف، آن صور را از ذات خود خارج بيند، گمان كند كه موجودند به وجود خارجى.
و بالجمله با وجود اين احتمال، چگونه تصديق دعوى مذكوره توان كرد؟! و گاه باشد كه استدلال كنند بر اين كه: «و ليس ما يشاهد من تلك الصور في الخيال- مثلا- عدما صرفا و لا من عالم الماديات و هو ظاهر، و لا من عالم العقل؛ لكونها ذوات مقدار، و لا مرتسمة في الأجزاء الدماغية؛ لامتناع ارتسام الكبير في الصغير في تخيّل صورة الجبل مثلا فيجب أن يكون موجودات خارجيّة قائمة بذواتها فهو المطلوب».
[١]گوهر مراد، چاپ بمبئى هند، ص ٢٢٨- ٢٣٠.