شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤٠٧
و يمكننا ذلك في جزءين و لو كان ذانك الجزءان لا يتميزان في الوضع، لكان لا فرق بين المتعذّر و الممكن، فإذن الجزءان متميزان في الوضع».
اشكال و مناقشه مير داماد و ملا عبد الرزاق لاهيجى نيز از همين قرار بود كه تميز اشباح خياليه و صور موجود در نفس حيوانى جزئى، به ماده خيالى است و لا غير.
استدلال شيخ بر نفى تجرد قوه خيال در نظر حكما و محققان بعد از وى به اندازهاى قوى و متين جلوه نمود كه برخى از قائلان به عالم برزخ و مثال مانند شيخ سعيد شهيد صاحب اشراق و شارحان عقايد و افكار او به مادى بودن نفس حيوانى و نفس انسانى در مقام ادراك متخيلات معتقد شدند. و علامه شمس الدين محمد شهرزورى شارح حكمت اشراق و مؤلف تاريخ الحكما و ملا قطب، شارح ديگر حكمت اشراق، صاحب درّة التاج [١] معروف به علامه شيرازى، همان برهان شيخ رئيس را بر بوار نفوس حيوانى، مورد قبول قرار داده و آن را تقرير نموده و به تجرد نفوس داراى تعقل و بوار و فناى نفوس حيوانى بعد از موت قائل شدند [٢].
[١]همين علامه شهرزورى يكى از اعلام حكمت در دوران اسلامى و يكى از اكابر حكما در حكمت بحثى و ذوقى است و علامه شيرازى در شرح حكمت اشراق گذشته از آن كه شرح او را مورد نظر قرار داده، بلكه اكثر عبارات شرح او را در شرح خويش آورده است. و همين علامه شيرازى نيز يكى از بزرگترين دانايان از حكما در دوران بعد از شيخ رئيس و شيخ اشراق و خواجه طوسى است كه در جميع فنون حكميه از راسخان بشمار مىرود و در علوم منقول نيز از محققان و در فنون رياضى از اساتيد نامدار عصر خود و در علم طب نيز يكى از بزرگترين اطباء ادوار اسلامى است. و شرح او بر قانون شيخ در نزد بسيارى از اطباى نامى، بهترين شرح محسوب مىشود، بلكه مشكلات كتاب قانون را او حل نمود و خود گويد: اشكالاتى در فهم مباحث قانون براى من پيش آمد كه فقط خواجه طوسى آنها را براى من حل نمود.
[٢]عجب آن كه شيخ اشراق و اتباع او در برخى از كلمات خود تصريح نمودهاند كه نفوس انسانى يعنى قواى خيالى نفوس انسانى بعد از موت تعلق به نفس فلكى در مقام خيال مىگيرند، يعنى نفوس