شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٥١٦
ابدان كه اختصاص به اهل زهد و ورع دارد و تخليص رحمت حق اين طايفه فقط به نعم و لذات ظاهرى و صورى از قبيل اكل و شرب و فواكه و طلح منضود و لحم طير و آنچه از قبيل امور حسّى و نعم مخصوص عالم برزخ و جنت اعمال اختصاص است، دارد و اين جماعت، طعم جنّات و نعم روحانى را نمىچشند و اگر حظّى از اين جهت داشته باشند بسيار كم و ناچيز است، ولى اسم «رحيم» براى آنان آلام باقى نمىگذارد.
(ب) جمعى كه از جمله صاحبان معرفت بشمار مىروند و به جهت باطن خود توجه داشتهاند و به تكميل عقل نظرى پرداخته و انغمار در عبادت نداشتهاند، تخليص حاصل از حكومت اسم «الرحيم» در آنان نعم باطنى و لذايذ روحى است و موطن آنها عالم ملائكه است و از جنت صفات بهرهاى ندارند، تا چه رسد به مقام جنت ذات.
(ج) جماعتى كه به علم و عمل هر دو رو آوردهاند و اين جمع بر دو دستهاند:
جمعى كه نهايت سير آنان مرتبه صفات و اسما است و با آن كه جامع رحمتين و فايز حسنين و بالأخره بين دو نعمت خاص اهل كمال، جمع كردهاند، به مقام جنت ذات واصل نشدهاند و در جنت صفات، متوقف گرديدهاند و باده، از جام تجلّى صفاتى نوشيدهاند. نتيجه تخليص اسم «رحيم» در آنان نيل به لذايذ و حظوظ صورى و معنوى است بدون مشوب بودن اين دو نعمت به آلام روحانى و جسمانى، اين مقام به انبياى اولو العزم و صاحبان شريعت و كتاب و وارثان خاص آنان اختصاص دارد.
(د) جمع ديگر كسانى هستند كه متعلق تخليص رحمت، لطيفه سرّ و خفى و اخفاى آنان است [١] كه به جنت ذات وارد شدهاند و به مقام شهود ذات نايل
[١]خواجه حافظ در حق آنان گويد: «بيخود
از
شعشعه پرتو ذاتم كردند» چون لسان عارف در اين مقامات لسان كمّل است مثل قول ابن
فارض: