شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٢٦
فعليات و كمالات نمايد. و از باب همين مسانخت ذاتى است كه آثارى از نفس به بدن و آثارى از بدن به نفس، سرايت مىنمايد، ملكات و صور نيات حاصل در نفس- كه مبدأ ثواب و عذاب و منشأ لذات و آلام در وجود اخروى نفس است- از ناحيه افاعيل نفس به وساطت اعمال بدنى حاصل مىشود. و ملكات حاصل در نفس كه به وساطت بدن حاصل شده است با غيب وجود نفس اتحاد دارد. و اعمال حاصل از قواى محرك بدنى، مرتبه نازل اين ملكات و همين ملكات مقام اعلى و مرتبه صعود اين اعمال محسوب مىشود. بين اعمال حاصل از مبادى نفسانى بعد از تكرّر اعمال و تحقق و تحصل تام مبدأ اعمال در باطن نفس به صورت ملكات مناسب با اعمال حاصل از قوه محرك و بين ملكات مبادى اعمال، سنخيت و ارتباط تام وجود دارد، چه آن كه ملكات، بدون تكرر اعمال حاصل نشود و اين اعمال نيز بدون ترتب بر نيات نفسانى موجود نمىشود، ملكات به وجه نزول همين اعمال و اين اعمال به وجه صعود ملكات نفسانىاند، بين جميع افاعيل حاصل از قواى محرك بدنى و نيات و مبادى بعيده فعل كه در صقع نفس موجود است اين مناسبت، تحقق دارد.
خاصه كلام و لب لباب مرام، آن كه اتحاد نفس با بدن و تعاكس ايجابى و اعدادى بين اين دو، سبب حصول آثار و ودايعى از جانب نفس در بدن مىشود و همان طورى كه بين هر نفسى با نفس ديگر از ناحيه ملكات و صور نيات، تميّز وجودى يا تمايز ذاتى وجود دارد، بين ابدانى كه مجارى تنزلات نفوسند، اين تميّز، حتمى و مسلم است، لذا مرحوم آقا على مىخواهد همين جهت را مقدمه معاد جسمانى قرار دهد، لذا گويد: «فإذا فارقت النفس البدن، تخلّف فيها آثارا و ودائع من جهاتها الذاتية (از اين باب كه اين ودايع از مقام باطن نفس به وجه نزول در بدن سارى است) و ملكاتها الجوهرية، و هذا استخلاف يترتب على تدبيرها الذاتي (چون بين هر اثر بالذات با مؤثر بالذات ملازمه ذاتى موجود است.
و تجليات حاصل در بدن- از مقام غيب بدن و قواى بدنى- به منزله سوانح نورى