شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٢٧٣
اين دو از مسائلى كه از مستقلات عقلى محسوب نمىشود، عقل از نيل به آن عاجز است، گويد:
«و للشيخ الرئيس إشارة خفيّة إلى وجه صحة المعاد الجسماني بقوله:
إنّ الصورة الخيالية ليست تضعف عن الحسّيّة، بل تزداد عليها تأثيرا و صفاء، كما يشاهد في المنام، فربما كان المحكوم به أعظم شأنا في بابه (يعنى تأثير) من المحسوس، على أنّ الأخرى أشدّ استقرارا من الموجود في المنام بحسب قلّة العوائق، و تجرّد النفس و صفاء القابل. و ليست الصورة التي ترى في المنام و لا التي تحسّ في اليقظة كما علمت ...».
همان طورى كه در مباحث قبل در مقام بيان حقيقت معاد بنا بر طريقه شيخ، تقرير نموديم و اين عبارات را از نجات و كتاب شفا نقل كرديم، شيخ و فارابى و شيخ اشراق معتقدند كه نفوس غير بالغ به مقام سعادت عقلانى و يا شقاوت عقلانى از نفوس غير كامل و ارواح منغمر در جسمانيات كه قوه ارتقا به ملكوت اعلى را ندارند و يا به واسطه علاقه بسيار شديد به لذات و مبادى شقاوت جسمانى، تمايلات جسمانى، آنان را منغمر در مواد و جسمانيات نموده، جهت جزئى نفس آنان، از براى نيل به سعادت و لذت و شقاوت و آلام جسمانى، به برخى از اجسام سماوى تعلق گيرد و جميع امورى را كه در شرع، جزاى اعمال محسوب شده است، از حور و قصور و حيّات و عقارب، در موضع تخيل نفس مشاهده نمايد، چه آن كه در اين قبيل از نفوس از باب انغمار در صور و معانى حسيّه، ملاك انسلاخ از بدن حاصل نشده است. و ما، در آنجا گفتيم كه جنت و جهنم جسمانى، به برخى از نفوس انحصار ندارد و بر طبق نصوص و ظواهر كتاب و
عقايد قطع مطلوب است، حجيّت ندارد كما هو المحقق عند اهل التحقيق من علمائنا و اصحابنا الإمامية- شكر اللّه سعيهم- و شارع مقدس به لسان ارشاد، تبعيت از غير علم و يقين را حرام شمرده و نهى كرده است.