شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤٧٣
«و كوشف له مفهوم كلي يصدق عليها، فيجعل ذلك الأمر الصادق عليها مرآة لتعرّف أحكامها و أحوالها الخارجيّة، و كذلك يستنبط ذاتياتها [١] طبق ما لوّحنا إليه [٢] سابقا ...»
ملا صدرا در مبحث نفس اسفار بعد از تقرير مناقشهاى كه ذكر شد، به مشرب و طريقه خود از اشكال جواب داده است:
«... و قد تفصّينا عنه بأنّ مناط الكلية و الاشتراك بين كثيرين هو نحو الوجود العقلي، فالصورة و إن كانت واحدة معيّنة ذات هوية شخصية، لكنّ الهوية العقلية و التعيّن الذهني و التشخّص العقلي لا ينافي كون الصورة متساوية النسبة إلى كثيرين، و لا يمتنع التشخص العقلي الكلية و إنّما المانع عن العموم و الاشتراك هو الوجود المادي».
... يعنى حقايق منغمر در ماده (و موجودات واقع در بلده خراب آباد حدوث و شهر ديجور مزاج كه فعليت و ثبات آنها عين تغير و زوال است و حركت چون نحوه وجود آنهاست، قرار و ثبات ندارند و موجود مادى يعنى سيال و متغير و صورت ثابت اگر چه جسم متقدر باشد مجرد خواهد بود) چون سعه وجودى ندارند و از سريان و ظهور و تجلى در غير، ابا و امتناع دارند، جزئى و غير شامل و ممتنع الصدق بر كثيرين مىباشند و از طرفى چون عقول كليه- اعم از لاحقه و عقول مجرد بالفعل سابق بر عالم كيان و جهان ماده- نسبت به معاليل و مظاهر خود شمول و سريان و انبساط دارند، كلى و عام و مطلقند. و اما نفس ماهيت
[١]ر. ك: اسفار، ط جديد، ص ٣٢١- ٣٢٣ و سفر نفس، ج ١، ص ٢٨١- ٢٨٣ و مبحث عقل و معقولات.
[٢]برخى از ناظران در كلمات آخوند ملا صدرا در فهم مطالب منقول در متن دچار اشتباه شدهاند، چون در كلمات آخوند، مدرك بالذات، معلوم به علم حضورى و شهودى است و در عين حال صحبت از صدق بر كثرات و شناخت ذاتيات و تميّز ذاتيات از عرضيات به ميان آمده است، در حالتى كه در علم حضورى، معلوم، اصل وجود هر شىء است و ماهيت، امرى اعتبارى و حصول آن فقط در علم حصولى است. ولى نگارنده، در اين رساله در موارد مختلف از جمله در همين حاشيه، مقصود آن حكيم علام را بيان نموده است.