شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٩٣
قرار دهد، نهايت و غايت وجودى او عذاب است. و نيز اگر در نفس وى، ميل به دنيا و عشق به لذات فانى بر ميل آخرت غلبه نمايد، از عالم ظلمات خلاصى ندارد. لذا از معدن ولايت و منبع عصمت و طهارت وارد است: «اللهم لا تجعل الدنيا آخر همّنا».
در مباحث قبل، از حكيم نحرير [١] مولانا محمد صادق اردستانى- قدس اللّه عقله بنوره- چهار مسلك در حدوث و قدم نفس ذكر نموديم و آن مرحوم مسلك شيخ رئيس (قائلان به حدوث نفس، به حدوث روحانى) و طريقه صدر المتألهين و اتباع او (قائلان به جسمانيت نفس از جهت حدوث و روحانيت آن از جهت بقا) را تزييف نمود و دو مسلك ديگر را اردستانى نقل نموده و خود يكى از اين دو را
[١]. به رساله قوى النفس موسوم به حكمت صادقيه تأليف حكيم دانا ملا حمزه گيلانى نسخه عكسى ملكى نگارنده، نسخه مجلس شوراى ملى مكتوب در اصفهان ١٢٠٣ ق رجوع شود. بر اين رساله كه به خواست خداوند به طبع مىرسد، يكى از تلاميذ ملا حمزه مقدمهاى اديبانه نوشته و خيلى از سقوط شهر بزرگ اصفهان پايتخت صفويه اظهار تأسف نموده است. و نوشته كه به واسطه محاصره طولانى اصفهان و پيدايش قحطى و سقوط بعدى آن به دست سپاه افغان يك صد هزار نفر بلكه بيشتر در اثر گرسنگى يا به شمشير مهاجمين، جان خود را از دست دادند. و فضلا و دانشمندانى كه توانستند جان سالم بدر ببرند، متوارى و پراكنده شدند، كتب علمى به تاراج رفت.
صاحب رساله اصل الأصول حكيم و عارف محقق ملا نعيماى طالقانى مشهور به عرفى در اول رساله مؤلّف خود نيز گويد: بعد از آن كه اقربا و خويشاوندان را از دست دادم و يا آن كه متوارى شدند، خود به دار الايمان قم پناه بردم و به اصرار يكى از دوستان به نگارش اين كتاب پرداختهام.
عشق و علاقه دانشمندان به علم و فضيلت، سبب شد كه بعد از قيام نادر شاه و شكست مهاجمان، دوباره افاضل و اعلام به مسند افاضت و مدرس تعليم و تعلّم نشستند و همين رشته ضعيف از حكمت و عرفان كه تا عصر اساتيد ما قطع نشده است و چراغ كم نور آن رو به خاموشى و در سرحد لحظات آخر به سر مىبرد، از تلاميذ آقا ميرزا هاشم رشتى و آقا ميرزا حسن كرمانشاهى و آقا مير شيرازى سه نفر در قيد حياتند در سنين بعد از هشتاد و قدرت تدريس ندارند [١].
[١] اساتيد معظم آقا ميرزا احمد آشتيانى و آقا سيد محمد كاظم عصار و آقا ميرزا ابو الحسن قزوينى كه هر سه اين آقايان از اكابر علماى شيعهاند و در جامعيت در ادوار سابق هم نظيرشان عزيز الوجود است.