شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٨٨
حاصل نمىشود و هر قوه جسمانى به واسطه تغذيه و استمداد از قوه موجب بقا، قبول تأثير و تأثر مىنمايد و مبدأ اثر واقع مىگردد. و محل متخيلات و متذكرات، جسمى است كه به اعتبار احتياج به تغذيه، چيزى را از دست مىدهد و چيزى به جاى آن قرار مىگيرد و در مقام انحلال و تزايد صور قائم بر اين قوه و صور جسمانى و يا صور حالّ در اين قوه، مبدأ اثر و فعل و انفعال و تأثير و تأثر، در احكام، تابع اصل خود يعنى محل صور جسمانى مىباشد. و صورت خيالى، در مقام زوال كه در اين حكم تابع محل است، بدون علت، در محل جديد قرار نخواهد گرفت، مگر آن كه فعل و انفعال جديدى دوباره حاصل شود (لأنّه إذا حدث موضوع آخر كان حاله عند حدوثه كحال الموضوع الأوّل عند حدوثه ...» [١].
شيخ، در آخر فصل گفته است: «و بهذا و أمثاله يقع في النفس أنّ نفس الحيوان غير الناطق أيضا جوهر غير مادي و أنّه هو الواحد بعينه المشعور به و أنّه هو المشاعر الباقي و أنّ هذه الأشياء آلات متبدّلة عليه ...».