شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٣٦
بايد توجه داشت مطابق مداليل روايات و آثار وارده از طرق ائمه شيعه اثناعشريه نفس ناطقه انسانى فانى نمىشود و بنابر تحقيقات عاليه موجود در
«لمّا سألني بعض الأصدقاء عن مسألة خلافية بين المتكلّمين و كذلك بين الحكماء، هي أنّ ما سوى اللّه تعالى هل يفنى على عمومه، مجرّداته و مادياته حتى لا يبقى منه شيء و لا يدوم منه موجود، و يكون السائل و المجيب في «لمن الملك» واحدا، أم يبقى منه باق ببقاء اللّه من غير أن يفنى دون النفخة الأولى و طيّ السماوات العلى و تبديل الأرضين السفلى ...؟! أجبته عنه باختيار الشق الثاني».
مرحوم خواجوئى تصريح كردهاند كه برخى از معاصران او از فضلا به فناى جميع اشيا معتقد است و آن را به برخى از مشايخ خود نسبت داده است و مدعى شده است كه آيات و اخبار، در فناى ما سوى اللّه صريح است، و يكى از مشايخ برخى از فضلا مرحوم محدث جليل مجلسى دوم است.
خواجوئى در مقدمه رساله گويد: ذكر بعض الأصدقاء أنّ بعض المعاصرين يصرّ على الأوّل و يسنده إلى بعض مشايخه رحم اللّه السلف منهم و الخلف، و ينقل عنهم فيه أيضا مناظرة غريبة غير معلومة الصحة».
مراد از فنا، زوال و دثور يا تبديل به عدم است، بايد توجه داشت كه نفوس ناطقه به مسلك ائمه شيعه مطابقا للكتاب و السنّة مجرد از ماده است و مجرد، قبول عدم ننمايد و آنچه از آيات دلالت بر فنا نمايد، مراد از فنا تبديل به عدم و انعدام نيست و اثر نفخه نيز انعدام نمىباشد و انعدام حقايق به منع افاضه حاصل آيد به تجلى وجودى، و فنا در اصطلاح قرآن بنا به روايات مأثور از اهل عصمت و طهارت، معانى مختلف دارد و از فنا در آيات مشعر به قيامت، فناى حاصل از تجلى حق به اسم وارث و رجوع كل شىء الى اللّه و ظهور حق به وحدت مطلقه و انقهار جهات خلقى تحت سطوات حقى است كه مبدأ و علت بقاى ابدى است و صاحبان ولايت كلى در همين نشأت ناسوتى با تعلق روح به بدن و وجود عالم ماده و دار دثور و زوال خطاب موتوا را اجابت كرده و قيامت خود را قائم ديدهاند.
كل شىء، از درك هلاك و فناى ذاتى حاكم بر همه اشيا و از قهاريت مطلقه حق عاجزند، اهل اوهام و وساوس و منغمران در شهر ديجور مزاج، از عالم حس پا فراتر نگذاشتهاند، بلكه مراد آنان از فنا، انعدام اشياست، جوهرا و عرضا و نيز از سر فناى حاصل در قيامت و از درك اين لطيفه كه حضرت ختمى مقام و اوصياى محمديين- اهل بيت عصمت- از نفخه، فانى نشوند و غفلت دارند، چه آن كه فنا و قيامت آنان قبل از قيام قيامت قائم شده است، بلكه قيامت به آنان ظاهر شود، لذا از امير مؤمنان به- النبأ العظيم- تعبير شده است.
و به اين معنا تصريح كرده است مولانا عبد الرزاق صاحب تأويلات. «هو النبأ العظيم و فلك نوح».