شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٢٢٦
سه نشأت مىباشند: عالم عقل صرف و عالم ماده صرف و عالم برزخ بين اين دو، و هر يك از اين سه عالم در عوالم مثالى و عقلى و عالم ربوبى داراى صورت و به وجودى منفك از عالم خاص خود موجودند.
عقول و ارواح مجرد، به اعتبار مظهريت آنها نسبت به اسم [١] «ظاهر» و يا نصيب اين ارواح از اسم «ظاهر»، داراى مثالى مطابق خود، در عالم مثال مطلقند و به اعتبارى در مثال مقيّد و متصل و خاص نيز ظهور دارند.
عرش و كرسى و سماوات سبع و ارضين سبع و ما فيها، در سلك عالم برزخ واقعند و از مراتب برزخ بشمار مىروند؛ چه آن كه عالم عقول و عالم برزخ، هر كدام داراى مراتب و درجات متعددند و درجه نازل برزخ به عالم دنيا و درجه اعلاى آن به عالم ارواح متصل است، كما اين كه آخرين مرتبه عقل، به برزخ و اولين مرتبه از عوالم عقل، به فيض حق متصل است. در حديث معراج و شهود حضرت ختمى مرتبت آدم را در آسمان اول و عيسى و يحيى نبى را در آسمان دوم و ادريس و يوسف را در آسمان سوم و چهارم و هكذا شهود آن حضرت انبيا را در مقام خود، اشارات لطيفى است به وجود عالم مثال و برزخ كل و مطلق در مراتب برازخ نزولى به لحاظ صعود آن حضرت از عالم دنيا به عوالم آخرت [٢] از آن جايى
[١]. و في الخبر الصحيح: «إنّ النبي- صلوات اللّه عليه و آله- رأى جبرئيل عليه السّلام في السدرة و له ستّمائة جناح.
و في الخبر: إنّه يدخل كل صباح و مساء في نهر الحياة [١]، ثم يخرج فينفض أجنحته فيخلق اللّه- سبحانه- من قطراته ملائكة لا عدد لها».
[٢]. مراتب معراج، به حسب مراتب و مقامات باطنى حضرت خواجه كاينات جناب ختمى مقام، مختلف است و عروج در هر مرتبه و صعود از آن به مقام ديگر به اعتبار مقام سرّ و خفى و اخفى، فوق مقامات و مراتب و درجات خلقى است؛ چه اين مراتب، از مراتب فناى در حق و مراتب فنا و سير
[١] مراد از جبرئيل در برخى از عبارات، عقل اول و روح اعلى و در برخى ديگر از روايات و مأثورات جبرئيل عقل آخر، يعنى آخرين عقل از عقول طولى؛ روح، واسطه بين عالم عقل و عالم شهادت، شهادت مضاف و شهادت مطلق است كه به اين لحاظ از آن به روانبخش و كدخداى عالم طبع تعبير نمودهاند؛ و از آن جايى كه جهت حقى در عقول و ارواح، غالب است، فعل جبرئيل در مقام وحى و يا بشارت به نفوس كامل، همان فعل حق است.