شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٥٢
چون از طريق عامه و خاصه، روايات زيادى در اين مسأله كه آيا چه كسانى مستحق عذاب دائمىاند و عذاب، از آنان هرگز قطع نمىشود؟ و به چه دليل و به چه نحو، عذاب از جمعى منقطع مىشود؟ وارد شده است. [١] كسانى كه در بحث معاد و مسائل مربوط به آن تضلّع ندارند، قوه درك معانى روايات وارد در اين باب را فاقد هستند. برخى از اين روايات از حيث اشتمال بر معانى عاليه انسان را متحير مىكند.
و كذلك در نحوه تأثير اعمال و نيات، در نفس انسانى و كيفيت تجسم اعمال و رسوخ عادات و خلقيات، در مقام باطن نفس و كيفيت تجسم و متصور شدن نفس به صور اعمال و نيات و تبعيت عقاب و ثواب از ملكات مستجنّ در غيب
[١]براى چه مخلّدين در عذاب نسبت به اهل نجات- يعنى كسانى كه
بالأخره رحمت حق شامل حال آنان مىشود- در حدّ اعلاى اقليت قرار دارند؟ جميع
دقايقى كه در كلمات محققان از متألّهان در مبحث معاد و نشآت و حالات و كيفيات بعد
از موت، موجود است، از آيات و اخبار مأخوذ است. در برخى از روايات، مسأله نحوه ورود عذاب بر مستحقان عذاب و در
برخى از روايات وارد در مقام تفسير قرآن از اهل عصمت و طهارت عليهم السّلام علت
عدم جواز رجوع نفس به بدن از باب تناسخ، به وجهى لطيف و دقيق تقرير شده است كه از
عهده هيچ عارف و فيلسوف متضلّعى ساخته نيست كه اين قسم تكلم نمايد، ولى فهم اين
روايات خيلى مشكل و غامض است. در چند روايت وارد است كه در قيامت و هنگام حشر و عود نفس و ابدان
(البدن يذهب حيث الروح؛ لأنّ الروح قائمة في مكانها، روح المؤمن في ضياء و فسحة، و
روح الكافر في ضيق و ظلمة) اشارت به اين اصل اساسى كه روح از مقام شامخ خود تنزل
ننمايد تا رجوع شىء از مقام فعليت و تماميت به مقام نقص و قوه و استعداد، لازم
آيد. يك امر مهمى كه مىبايست انجام شده باشد و با كمال تأسف جامه عمل نپوشيده است،
آن است كه شخص محقق راسخ در عقليات و نقليات كه در عرفان نظرى نيز متدرّب باشد،
بايد آيات و روايات مربوط به معاد و عوالم بعد از موت و مقامات و مراتب بعد از بعث
و نشر را جمعآورى نموده و با كمال صبر و حوصله و دقت، همه را بررسى نموده و محصول
و حاصل مطالعات خود را به رشته تحرير در بياورد و راه را براى تحقيق كامل در اين
مبحث هموار نمايد. حكيم محقق، آقا على مدرس زنوزى تهرانى در روايات وارد پيرامون
مباحث معاد، خيلى دقت نموده و در حواشى اسفار، مسائل عاليهاى را در اين باب به
رشته تحرير آورده است. شرح بر زاد المسافر ؛ ص١٥٣