شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤٠٩
همين اصل، در يك قوس از دايره وجود، مراتب عقل و برزخ و ماده را حاصل در قوس صعود با آن كه بايد صعود، تابع نزول و معراج تركيب، بر طبق معراج تحليل باشد، وجود برزخ را در قوس ديگر منكر شدهاند. و برخى ديگر مثل محصلان از حكيمان مشاء اصولا وجود برزخى را صعودا و نزولا قبول ننمودهاند.
اضاءة و إنارة و فيه تحقيق عرشى
قيام صور علميه- اعم از صور كليه و معقولات صرفه و معانى و مفاهيم جزئيه و صور شبحيه خياليه- به نفوس ناطقه و مواضع ادراكى، قيام فيه و به نحو حلول صور در مواضع مادى و صور نوعى جسمانى نمىباشد، بلكه قيام صور بر نفوس، قيام صدورى است. و به عبارت اوضح، نفس در مقام ادراك معقولات و متخيلات در اوايل ادراك به فاعل از قابل شبيهتر و بعد از تكامل جوهرى و دورى از ماده و احكام آن، فاعل تام الوجود نسبت به ادراكات خود و عند غاية الاستكمال در قوس صعودى، با معقولات و با عقل مجرد متحد و به اعتبار قوس نزولى [١] حاصل در عالم نفس، خلاق صور تفصيلى مىشود.
[١]آخوند ملا صدرا در نحوه ادراك صور كلى و نيز نحوه حصول اين صور در نفس عاقل و مدرك كليات، به حسب صورت، مختلف سخن گفته است، گاهى تعقل را به مشاهده ارباب انواع و عقل مجرد از ماده مىداند. و در موضعى، ملاك ادراك كلى را به خلاقيت و در مواردى به اتحاد با عقل فعال يا ارباب انواع دانسته است. و گاهى صور كلى را رشح عقل مجرد قدس مىداند. و نيز در برخى از موارد، ملاك درك كلى را اتحاد نفس با صورت مجرد عارى از ماده مىداند. و گاهى گفته است: صور كلى، عين اضافه اشراقيه و عين تجلى و ظهور نفس است. و نيز گفته است: صور علميه عين اضافه و يك نحو معناى اضافى بشمار مىرود.
كليه اين تعبيرات به جهت وجود اعتبارات مختلف در نفس و نحوه ادراكات او و مراحل مختلف ادراك مىباشد و در معنا عبارات مختلف، در مقابل معناى واحد بشمار مىرود.