شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٢٥٨
من الموادّ الجسماني الهيولاني، مع أنّه يتبدّل عليه في كلّ آن.
حكم تجدّد و سيلان و انقلاب و حركت، فقط بر ظاهر انسان حاكم نيست، بلكه منازل نفس و مظاهر باطنى آن از قلب و دماغ و وسايط بين مقام ذات و كرسى ذات و عرش استيلا و استوا و معسكر قواى نفس و جنود آن، محكوم به حكم سيلان و به تبع، باطن نفس به سوى آخرت سير مىنمايد و اين تبدلات، با بقاى اصل بدن و شخص كه به تشخص و هذيّت نفس متشخص است، منافات ندارد و اين بدن همان طورى كه در اطوار وجود شخص در دنيا از مقام جنينى تا مقام كهولت به تبع وحدت و تشخص نفس، باقى است با آن كه يك آن به حكم حركت جبلّى ثبات و بقا ندارد، در اطوار و نشآت بعد از دنيا نيز باقى است و محشور در برزخ، نفس انسانى است با بدن مناسب آن و از جهت بقا و تشخص و وجود تبعى تابع اطوار نفس، بين بدن موجود در برزخ و بدن موجود در آخرت و بدن متبدل سيّال در مراتب و درجات عمر و عروض اطوار و حالات متوارد بر بدن در عالم حركات و استحالات، فرقى موجود نمىباشد. و وجود سارى متحرك از اول صباوت تا آخر درجات جوانى و پيرى، ملاك تحقق ماهيت انسان خارجى است و حقيقت هر شىء، همان نحوه وجود خاص اوست و يا نحوه تعين آن در علم حق- بنابر مذهب اهل اللّه- و تشخص هر ماهيت و حقيقتى- مثل انسان موجود به وجود جزئى خارجى- عين وجود آن شىء است نه امرى زايد بر آن، كما ذكره المؤلّف النحرير في الأصل الأوّل و المقدمة الثانية.
و از آن جايى كه فرد خاص خارجى انسان كه مبدأ وجود آن، مقام استقرار در رحم، و منتهاى وجود آن، حشر الى اللّه و تحقق به وجود اخروى است، اين مراحل را از ناحيه سير الى اللّه و رجوع به آخرت كه با حركت اشتدادى و استكمالات جوهرى ملازم است به پايان رسانيده است، و از آن جايى كه اصالت، حق وجود است و وجود، قابل تشكيك است، وجود در مراحل اشتداد باقى است و حدود آن متغير و متميز است؛ عالم برزخ و جهان بعد از موت از عالم ماده و جهان ناسوت و گيتى اكمل است و عالم آخرت از عالم برزخ. و شخص واحد به