شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤١١
و نيز ادله قائم بر تجرد صور خيالى و يا حصول عالمى برزخ بين دو عالم- عالم مجرد محض و مادى محض- در مواردى تجرد صور شبحى قائم به نفس و در مواردى صورت مقدارى مجرد از ماده را معلقا بدون حلول در ماده و محل مادى اثبات مىكند. به عبارت ديگر، دلايل موجود در اين مبحث- چه بر نفى و چه بر اثبات- برخى، عام و برخى، خاص است. بنابراين كه قيام صور ذهنى و حصول صور اشباح جسمانى، قائم به جهت فاعلى نفس به نحو صدور باشد نه حلول، قهرا حصول صورت مربع مذكور در نفس و موضع ادراك جزئى در جهت يمين و حصول مربع ديگر در جهت يسار نفس، بسته است به انشاى نفس مربعى را در جهتى و مربع ديگر را در جهت ديگر. در مقام قوس نزول و مرتبه و مقام عالم برزخ، صور برزخى به ماده قيام ندارند و مع ذلك تميّز دارند و اين معنا از جهات و اعتبارات موجود در عقل مجرد فاعل بلكه خلاق صور برزخى حاصل مىشود. و در جاى خود به مرحله تحقيق تام رسيده است كه تميّز، زمانى از ماده و در مواطنى، از جهات متكثره در عقل مجرد و فاعل قدسى حاصل مىشود و لازم نيست هميشه از ناحيه ماده تحقق يابد. اين مطلب را داشته باش تا برسيم به حل اشكال در مقام نقل اشكال و فك عقد و ذبّ ايرادات عويصه بر نفى عالم مثالى به طور مطلق اعم از صور معلقه خارجى و صور معلقه در صقع نفس و قائم به جهات فاعليه انسانى در موطن ادراك جزئيات.
على اىّ حال، چون نفس در مقام ادراك صور شبحى، خلاق اين صور است، تخصص و تميز صور موجود در نفس، وابسته است به فرض فارض (خلق و ايجاد نفس) و اعتبار معتبر (تصوير نفس صور را بر طبق ما في الخارج يا تصوير صورى كه اصلا وجود خارجى ندارند و مثالى هم در عالم مثال مطلق ندارند، چون برخى از صور، از دعابات و شيطنت نفس در مقام وهم و خيال حاصل مىشوند) و چون نحوه وجود اشيا مجعول است و نفس، خالق وجود اين صور است، اين صور به جعل بسيط مجعولند و نفس، هويت و