شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٦٢
و به اعتبار بقا، ابدى؛ و صدر المحققين ملا صدراى شيرازى و اتباع او نفس را جرمانى الحدوث و جسمانى به اعتبار ابتداى وجود و طليعه ظهور و به حسب مآل و بقا روحانى و مجرد مىدانند، كلامى تمام نيست؛ براى آن كه جمعى از دانشمندان دوران اسلامى روى شبهاتى كه براى آنها حاصل شده است و به حسب برخى از روايات، روح را ازلى و قبل از تعلق به ابدان، از موجودات ملكوتى واقع در صقع عالم امر و از مجردات امرى قاطن عالم عقل و انوار ساذجه و خلاصه آن كه روح را به اعتبار وجود تجردى، متعدد به حسب افراد و متكثر نوعى مىدانند كه جهت تكامل و تعمير عالم دنيا از مقام قدم به مرتبه حدوث، متنزل شده است كه: «الأرواح جنود مجنّدة ما تعارف منها ائتلف و ما تناكر منها اختلف، و إنّ اللّه خلق الأرواح قبل الأجساد بألفي عام».
پيش از بناى مدرسه و دير و سومنات
ما بودهايم در اطوار كاينات.