شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٢٠
نقل و تحقيق
سيد سند در جواب محقق دوانى كه گفته بود: در متشابهات الأجزاء از مركبات مثل ياقوت، صورت در تمام اجزا سارى است، لذا اگر در اينجا احتمال اتحاد جارى باشد، در مركبات بعد از صور معدنى مثل نبات و حيوان بوجه من الوجوه معتقد به اتحاد نمىتوان شد؛ چه آن كه حيوان از باب آن كه مركب از اجزاى متخالفه است مثل لحم و عصب و عظم و كبد، نفس حيوانى به چه وجه امكان دارد عين اين اجزا باشد؟. گويد:
«الفرس و كذلك غيره من الحيوانات، أمريّ لا كثرة فيه بالفعل، و ليس جسم الفرس موجودا واحدا في نفس الأمر، بل هو بعض من موجود واحد طبيعي، و كذا حكم سائر أجزائه، كما أنّ الياقوت كذلك، غاية الأمر أنّ الأجزاء التحليلية المفروضة في الياقوت حقيقتها واحدة، و في الفرس حقائق مختلفة».
حاصل كلام سيد آن است كه در انواع حقيقى و مركبات غير اعتبارى، جميع اجزا به وجود واحد موجودند؛ چه آن كه در نظام وجود، نفس فرس، حقيقتى از حقايق وجودى و بدن آن، حقيقتى ديگر نيست و اعتبار وجودات علىحده از براى اجزا، در مركبات اعتبارى اعتبار صحيح دارد و در مركبات حاصل از حركات و تراكيبى كه در آن اجزاى بالقوه و بالفعل وجود دارد، امكان ندارد و هر فرد از فرس داراى وجودى واحد و ماهيت واحده است و جزء مادى به نحو
و ذبّ از اشكال با اصول و قواعد اين دو دانشمند امكان ندارد- فالمصير إلى ما حققه صدر المتألهين- آنچه كه در اين مسأله اهميت دارد آن است كه مير صدر شيرازى به امر مهمى تفطن حاصل كرده كه راه را براى محققان بعد از خود باز نموده است و فهميده كه بين هر صورت نوعيه و بين هر طبيعت مبدأ آثار نوع با مادهاى كه به اين صورت متحول شده است، بايد اتحاد و وحدت برقرار شود تا مركّب حقيقى به وقوع پيوندد و با مركبات اعتبارى فرق داشته باشد.