شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٧٦
مشهور، عقيده دارند كه حصول مزاج ناشى از تركب اصول و عناصر، سبب افاضه نفس بر بدن مىشود. و آنچه كه به بدن مفاض و متعلّق مىشود، عبارت است از موجود مجرد تام يعنى عاقل و معقول بالفعل مترفع از اجسام و مواد؛ و چون حلول مجرد و حصول آن در ماده بدنى محال است، گويند: نفس، به بدن تعلق دارد و صورت تماميت بدن است و تعلق آن، تدبيرى است. لذا بايد به دو مطلب اقرار نمايند:
يكى آن كه، از مجرد تام و تمام و مادى صرف، نوعى تام الوجود و التحصّل- مثل انسان- موجود شود كه از باب جواز حمل (الإنسان حيوان ناطق) به حسب وجود متحد باشند، لوجوب اتحاد اجزاء حمليه.
و ديگر آن كه، اذعان نمايند كه شىء مجرد تام عاقل الذات و معقول الوجود، داراى مقام و مرتبهاى باشد جدا از بدن، و اضافه به ابدان، جهت تكامل عرضى، در مقام متأخر از ذات آن فرض شود. نه مركب از امر مجرد «امرى» و هويت مادى- مجرد صرف و مادى محض- قابل قبول است و نه به مشرب برهان، حقيقت مجرد تام و تمام، اضافه به مادى محض را قبول مىنمايد [١].
به تركيب اتحادى ماده و صورت است. و در باب اتحاد نفس و بدن و تركيب ماده جسمانى (بدن) و مجرد امرى (نفس) چند برهان آورده است كه معاصر نحرير او علامه دوانى به ابطال و ايراد مناقشات بر مطالب او پرداخته و صدر الحكما به مشرب خود از مناقشات جواب داده است. ملا صدرا از قايلان به تركيب اتحادى ماده و صورت است، ولى بين اتحاد مختار ملا صدرا و اتحادى كه مير صدر بيان كرده است، فروق زيادى است. ما، در حواشى بر اجوبة المسائل و در تعليقات بر اين قسمت از جواهر و اعراض، مفصل، اين مبحث را تقرير نمودهايم. ملا صدرا تركيب اعراض ذاتى و جواهر محل انبعاث اين اعراض را نيز تركيب اتحادى مىداند..
شرح بر زاد المسافر ؛ ص٧٦
[١]. استاد ما، [١] در حواشى بر اوايل مبحث نفس اسفار، در اين مقام گويد: «الجمهور يرون تعلّق النفس بالبدن من لوازم حدوثها لا من السوانح ...»، مجردى كه در مقام ذات، تامّ الوجود باشد و فقط جهت
[١] و هو الأستاد الكامل الحاج السيد محمد حسين الطباطبائى، دامت إفاضاته.