شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٤١
آنان مىباشد. و صور ملكوتى تابع نفوس كمّل، به واسطه تجرد برزخى از صور منغمر در عالم ماده اتم و اكمل است.
بنابر آنچه كه مؤلف كتاب حكمت اشراق در كتاب مطارحات گفته است، نفوسى كه بعد از موت به مرتبه اجسام سماوى و نفوس ملكوتى ارتقا يافتهاند، بعد از مدتى مكث و درنگ [١]، از اين منزل يا منازل قطع علاقه نموده، يعنى از عالم مثل معلّقه پا فراتر گذاشته به عالم مثل نورى و اصل ثابت خود عروج نمايند. و برخى از نفوس بعد از سير در عالم مثل از مرتبهاى به مرتبهاى و از مشهدى به مشهدى جميع مراتب برزخى را پيموده تا به عالم نور محض واصل شود، ولى اكثر نفوس مستعد از براى وصول به عالم عقل، بعد از طى درجات وجودى و قطع منازل و مقامات حسى و مثالى به عالم عقل منتقل مىشوند. و در همان عالم عقل متوطن مىگردند و از عالم عقل پا فراتر نمىگذارند، چه آن كه طى درجات عقول طولى و عرضى و نيل به مقام فناى وجودى به برخى از كاملان اختصاص دارد.
بنابر آنچه ذكر شد حكم كامل در علم را كه به حسب عمل ناقص است، بايد از كلمات او استنباط نمود.
اما اصحاب شقاوت، كسانى كه اهل نار محسوب مىشوند، يعنى ناقصان در علم و عمل به واسطه آن كه دنيا را وجهه همت خود قرار دادهاند و در مشتهيات نفسانى خاص مقام حيوانيت و مخصوص عالم طبيعت منغمر شدهاند، خلاصى از جهنم ندارند. لذا در مباحث قبل از آنچه كه نقل شد، گفت: كسانى كه بيشتر همّ آنها دنياست، در آخرت اهل نجات نمىباشند. و نفوس آنان بعد از موت، به عالم صور معلّقه تابع اخلاق و ملكات حاصل از اعمال خود متصل مىشوند و با صور ظلمانيه منشأ عذاب، محشور خواهند بود.
[١]مكث و اقامت آنان در اين مقام، تابع نحوه تعلقات و كيفيت
ملكات حاصله از اعمال و نيات است.