شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٨١
وجود خلقى حادث در مواد نمىباشد و بايد خوب درك و تعقل نمود كه حامل قوه شىء، غير از حامل وجود آن شىء است. و وجود عقلانى حاصل از براى نفس از ناحيه حركات جوهرى عبارت است از اتحاد نفس با عقل فعال به واسطه رفع موانع و از بين رفتن حجاب واسطه بين عالم ماده و نشئه دنيوى و عالم آخرت و نشآت ربوبى.
موجود حادث مفاض از غيب وجود، نيست مگر اتصال نفس به رب النوع خود و اتحاد رقيقت با حقيقت اصلى به واسطه عروج با رفرف الهى و براق كشف و شهود با نردبان تعقل و معرفت لازم عقل نظرى. و ما بيان كرديم كه اتصال نفوس به عقل فعال، همان انقلاب نفوس است به عقول فعال و اين، همان اتحاد نفس با عقل فعال است و يا اتحاد با رب النوع و يا اتحاد با اسم ربانى مدبر مظاهر خلقى كه مقتضى رجوع صورت و مظهر به معنا و يا اسم حاكم بر اين مظهر است.
بايد در اين مسأله درست و صحيح تأمل نمود و فهميد كه مواد بدنى و استعداد لازم ابدان حامل امكان وجود نفس مخلوق، حادثند، به اين اعتبار كه اين صورت حادث حاصل در اين مواد و متقوم به ماده و وجود آن، وجودى مادى و متعلق به بدن مىباشد. و اگر همين صورت متقوم به ماده بدنى، ماده و منشأ استعداد و تحول صورت، به صورتى اقوى و اتم گردد به نحوى كه قدرت و قوت صورت و اشتداد آن، به حركت جوهرى آن را قائم به ذات و غير متقوم به ماده حامل امكان گرداند و نفس ناقص حاصل در ماده به واسطه اشتداد وجودى به غايت خود متحول شود و به اصل خود بپيوندد و به علت خود واصل گردد و از نقص وجودى غنا و بىنيازى حاصل نمايد، با ملاحظه اين وجود عقلانى به حامل وجود، احتياج ندارد.
تحقيق تام در اين مسأله مبتنى بر قواعدى است از جمله اصالت وجود و وحدت حقيقت هستى و تحقيق اين اصل كه هر حقيقت خصوصا انسان داراى درجات و نشآتى از وجود است و بين اين مراتب، انفصال وجودى موجود