شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٢٥
اين مراتب به جميع مراتب تعلق دارد. و تعلق نفس به مراتب و درجات و فعليات مادون، به ترتيب ارتباط عقل اول مثلا در مراتب قوس نزولى است. و تعلق نفس به قوا و اجزاى غيبى و ظاهرى خود به حسب مراتب و درجات و فعليات حاصل از قوس صعودى نفس است به حسب ترتيب طولى و علّى و معلولى نه آن كه ارتباط قواى ظاهرى و باطنى نسبت به نفس در عرض يكديگر باشد، اگر چه نفس از باب آن كه هيكل توحيد است، مصداق- عال في دنوّه، و دان في علوّه، و مظهر اسم لا يشغله شأن عن شأن- است و نفس، با جميع قواى نباتى و حيوانى و مظاهر غيب وجود و شهادت وجود خود، به وجود واحد موجود است، كما اين كه در قوس نزولى جميع مراتب عقول طولى و عرضى و سلسله حقايق مثالى و مادى، به وجودى واحد كه رفيع الدرجات است موجودند.
و همچنين هر مرتبه عالى از مراتب نفس، نسبت به مرتبه سافل، صورت تماميت و علت ايجابى و هر مرتبه دانى نسبت به عالى، علت اعدادى و ماده قابلى است و مع ذلك جميع مراتب به يك وجود موجودند.
بدن و قواى بدنى، علل اعدادى جهت تكامل نفس و نفس، صورت تمامى بدن و قواى آن مىباشد، صور اعضا قبل از تعلق نفس، به حركت ذاتى، متحولند به طرف كمال، و حصول كمال همان افاضه نفس مناسب اين صور و اعضا از مبدأ فياض است، و نفس، صورت و فعليت مبدأ آثار در اعضاى بدنى است و بعد از حصول فعليت نفس در مواد عنصرى نيز مبدأ حصول صور مناسب با اعضا و اجزا و قواى بدنى مىباشد، و صور اعضا، در مقام تعلق نفس، جهات و هيآت فعليهاند كه از مجراى وجود نفس افاضه مىشوند. و حكماى محقق از اين ارتباط خاص موجود بين نفس و بدن، به اين جمله تعبير فرمودهاند كه: «النفس و البدن يتعاكسان إيجابا و إعدادا»، يعنى نفس، علت موجبه بدن و بدن، علت معدّه و زمينه از براى تكامل ذاتى و جوهرى نفس است. و از باب همين اتحاد نفس با بدن مادى است كه به حركت ذاتى، متحول و به سير و عروج معنوى، قبول