شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٦٧
برخى از متكلمان، از باب آن كه تحقّق وعد و وعيد بدون وجود معاد و نشأت آخرت امكانپذير نيست، به لزوم معاد استدلال نمودهاند. اشاعره در اين باب از باب انكار حسن و قبح عقلى، تحقّق معاد و لزوم اعتقاد به محشر و احياى نفوس جهت نيل به جزاى اعمال را جزء سمعيات مىدانند. از قدماى حكما و اوايل نيز نقل شده است كه اگر آخرتى براى رسيدن به ثواب و نتايج اعمال نيك و نيل به جزاى اعمال و ثمرات افعال زشت موجود نباشد، دنيا جولانگه اشرار و نفوس خبيثه و منغمران در شهوات خواهد بود.
قايلان به تحسين و تقبيح عقلى گويند: عقل، مستقلا به لزوم وجود معاد و حشر و نشر حكم نمايد. و آيات قرآنى به همين حكم عقل ارشاد نمايند، چون در مستقلات عقليه حكم تشريعى به نحو تأسيس معنا ندارد. اشاعره گويند: عقل به لزوم معاد حكم ننمايد و از ناحيه شرع، اين اصل اعتقادى تأسيس شده است، اول اختلافى كه در امر معاد بين مسلمين پيش آمد همين اختلاف عدليه و اشاعره مىباشد.
بنابراين، اختلافى در اصل لزوم معاد و يوم جزا وجود ندارد و اختلاف، در كيفيت معاد و حقيقت آن موجود است [١].
طبايع سياله و حقايق جوهرى قابل تبدل به حقايق ملكوتى- ملكوت اعلى و ملكوت ادنى، عقول و برازخ- و دوم از راه مبدأ فاعلى.
بنابر آنچه ذكر خواهد شد، معاد جسمانى و حشر اجساد به حسب براهين عقلى از نواميس طبيعت و امرى طبيعى و ذاتى حقايق طبايع انسانى است نه مبتنى بر تعبد و التزام به آن، از باب مقبولات و اعتقاد تقليدى و قبول آن از طريق شريعت و حصول اعتقاد تقليدى.
[١]بعضى از متأخران، ضرورى را كه منكران آن كافر محسوب مىشوند، همان اصل معاد دانستهاند، اگر چه خود به معاد جسمانى معتقد مىباشند و گفتهاند: اگر كسى به واسطه وجود شبههاى كه برايش حاصل شده است، معاد را روحانى بداند و آيات مشعر به معاد جسمانى را تأويل نمايد كافر نيست.