شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٦٥
اين معنا هرگز مستبعد نمىباشد و مىشود وجودى نسبت به وجود ديگر و حقيقتى از حقيقت ديگر اكمل باشد، در حالتى كه آن حقيقت از آن اشرف است، مثل نسبت نفس ناطقه مستكمل به حكمت نظرى و عملى و نفس كامل بالغ به درجات اكمليت و مرتبه فوق التجرد، به عقل مجرد بالفطره، اين عقل از اين نفس اشرف است؛ چون ملاك اشرفيت، دورى از ماده و تنزه از تجسم و تقدّر است و اين نفس از آن عقل اكمل است، چون مرتبه وجودى او را واجد است با شىء زايد، ولى مرتبه نازل آن، از ماده تجرد ندارد و اگر از ماده مجرد شود، از تجرد و تجسم لازم جسم و بدن مثالى و برزخى، هرگز تجرد حاصل نمىنمايد. بنابراين مشرب و اساس، معاد جسمانى امرى مسلم است. و بنابر براهين عقليه، انسان محشور در يوم نشور همان انسان موجود در دار غرور است. و محشور، حقيقت مركب از جسم و روح و مزدوج از نفس و بدن مىباشد و شخص معاد در قيامت همان شخص متجسم در دنيا خواهد بود، به نحوى كه هر كه او را در قيامت ببيند گويد: اين، همان انسان در دنياست روحا و بدنا.
مطلب ديگرى كه بايد در اينجا ذكر شود، آن است كه انسان متحرك به طرف آخرت داراى حركتى است اصلى و ذاتى و جوهرى كه به طرف آخرت روان و متحرك است. و حقيقت او مادامىكه در دنياست، سيال و غير ساكن است. و نيز داراى حركت ذاتى ديگر توأم با حركت نفسانى عرضى است كه از ناحيه انبيا و دعات الى اللّه به واسطه جعل احكام شرعيه [١] نازل از جانب حق، او را به طرف كمال، سوق مىدهند. و عقل عملى انسان، از اين ناحيه به مقام فعليت تام مىرسد. و از تكميل قوه نظريه، نفس به مقامات عاليه از علم يقين و از ناحيه
[١]. «لكل موجود حركة جبلّيّة و توجّه غريزي إلى اللّه تعالى و للإنسان مع تلك الحركة الجوهرية العامّة حركة أخرى ذاتيّة منشؤها حركة عرضية في كيفية نفسانية لباعث ديني و هي المشي على منهج التوحيد و مسلك الموحّدين من الأنبياء و الأولياء و أتباعهم و هي المراد بقوله تعالى: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ». سفر نفس اسفار، ج ٢، ص ٢٨٤، ٢٨٥ و ٢٨٦، طبع جديد ١٣٧٩، ق.