شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٥١٥
در ارواح مجرده يعنى عقول كليه- چون اين اكابر، به عقل، روح اطلاق نمايند از باب تروحن آن، از ماده- و بالعكس) و الجامعين بين الأمرين، و السّعداء في الجنة أيضا من حيث نفوسهم بعلومهم دون صورهم (چون سعداء به نعم مخصوص ابدان در نشآت دنيا، اهميت ندادهاند [١] و به جهت مقام روحانى، گرايش تام داشتهاند و لذت دنيايى را مانع صعود عقلانى و جاذب نفس به طبيعت و منشأ تعلق روح به ماده مىدانستند) لكونهم لم يقدّموا في جنّة الأعمال ما يستوجبون به النعيم الصوري، و إن كان فنذر يسير بالنسبة إلى سواهم- بعكس اين جماعت، زهّاد و عبّاد و كسانى كه حق را براى نيل به درجات جنت افعال و نعم و لذايذ اخروى مثل حور و قصور و طلح منضود و لحم طير و فواكه، عبادت نمايند، از نعم روحانى كم بهرهاند بر خلاف اهل عرفان و جامعان و صاحبان مقامات كه قبله مقصود آنان فناى در حق و عبادت آنان فقط جهت عظمت وجود مطلق است كه لسان قائد و رهنماى آنان به «ما عبدتك خوفا من نارك و طمعا لجنتك» و به اين بيان و كلام جاننواز «أصبر على حرّ نارك فكيف أصبر على فراقك» دائما مترنّم است.
بنابر آنچه از شيخ عارف صدر الدين رومى نقل كرديم، تخليص و تميز مخصوص اسم «الرحيم» كه نسبت به احوال اهل آخرت به تام و ناقص تقسيم شد، اين تماميت و نقصان از ناحيه تعلق رحمت و غضب نسبت به هر يك از ظاهر و باطن و جمع بين ظهور و بطون است. و اين تماميت و نقصان تخليص، در طرف نفوس اهل سعادت و ارواح شقيه و بالأخره نسبت به سكّان بهشت و جهنّم از اين قرار است:
(الف) رحمت متعلق به صورت و جهت ظهور نفوس يعنى رحمت خاص
[١]مثل اين كه سيد الزهاد و قبلة اهل المعرفة، امير مؤمنان از
غذاهاى لذيذ پرهيز مىنمود و مكرر مىفرمود حبيب من رسول خدا فرمود: هر چه انسان
به غذاهاى لذيذ بيشتر توجه كند، مكث او در محشر زيادتر خواهد بود، كنايه از آن كه
جهات تعلقات دنيوى، مانع عبور انسان از طبيعت و موطن طبع است و به همان اندازه
عبور او از مراحل طبيعت مشكلتر مىشود.