شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٥٠٨
اسم الهى مىباشند، ولى اين اوصاف بر آنها به تبع ذات حق يا بالوراثه از او و براى وجود حق بالذات ثابت است، لذا به حضرت ختمى مقام، «رحمة للعالمين» اطلاق شده است و به لحاظ اتصاف به رحمت رحيميه و رحمانيه واسطه در فيض و داراى مقام وساطت در ايجاد، و نيز صاحب مقام شفاعت كليه و به اعتبار مقام و مرتبه «أو أدنى» داراى مقام «إذن» است. و متجلى به اسم شفيع، مجالى ولايت كليه اويند از عترت و خواص اهل بيت او، اين نيز يكى از علل تكرار دو اسم است.
به اعتبارى از آنجا كه مفيض وجود سلطان هستى، حق اول است و وجود به طور مطلق از صقع ربوبى است و اسم «رحمان» نظير اسم «اللّه» جامع جميع اسماى الهيه است، اين اسم به اين اعتبار به غير حق اطلاق نشود. همان طورى كه اسم «اللّه» اسم اعظم و ام الأسماء است، اسم رحمان نيز از جهت احاطه و سعه، قرين اين اسم قرار گرفته است «قُلِ ادْعُوا اللَّهَ، أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ، أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى»، لذا وارد است كه «كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ» و اين رحمت، رحمت امتنانيه است كه مبدأ اصل وجود است كما اين كه اسم «اللّه» نيز اسم مضاف به جميع اعيان و وجود منبسط و رحمت واسعه و نفس رحمانى، صورت اين اسم اعظم است. به اين اعتبار، اسم رحيم، اسم عام است لصفة خاصّة، كما اين كه اسم رحمان، اسم خاص است لصفة عامّة. لذا رحمت رحمانيه، مخصوص به موجود خاص نمىباشد و به حالى از احوال تعلق ندارد، ولى رحمت رحيميه، اختصاص دارد به احوال سالكان و مظاهرى كه به واسطه فراهم كردن موجبات قرب، در مقام استجلاب فيوضات خاصه حق برآمدهاند و اسماى مشعر به غضب و قهر، هرگز در نهايات وجود و مقام رجوع به حق و در نشآت بعد از موت بر آنان حكومت ننمايند، در اين صورت، موجودات به اعتبار مظهريت اين دو اسم مختلفند.
عقول و نفوس كليه و حقايق موجود در عالم ملكوت و سكّان ملأ اعلى و