شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٥٠٧
نقل و تحقيق
برخى، تكرار دو اسم رحمان را در بسمله و حمد بر مبالغه و تأكيد حمل نمودهاند، ولى بايد به اين مهم توجه داشت و شيخ اكبر (ابن عربى) چه خوب تفطن نموده و فرموده است كه از جرئتهاى پرخطر ارباب تفسير، حمل آيات الهيه است بر مبالغه و مجرد تكرار. و چه خوب گفتهاند اهل تحقيق كه تكرار در كتاب تكوينى و تدوينى به حسب تجليات حق محال است.
ذكر رحمان و رحيم در بسمله شايد ناظر بر اين مهم باشد كه هيچ امرى از امور، وجود پيدا ننمايد و بعد از تحقق وجود به كمال ذاتى و عرضى خود واصل نشود، مگر آن كه فاعل آن امر، به عون خداوند رحمان و رحيم و به رحمت رحيميه حق اول متكى شود.
و در سوره حمد ذكر اسم رحمان و رحيم به اين عنايت وارد شده است كه چون حمد ناشى از انعام الهى است و نعم الهى، معلول رحمت واسعه اوست و همين سبقت رحمت الهى بر غضب، سبب وجود عالم هستى و تحقق اعيان ممكنه به وجود خاص خود و زمينه از براى تجلى حق به اسم محسن و منعم مىباشد و اسم رحمان، صورت وجود است كه شامل همه ممكنات مىباشد و به حسب حكم و حيطه وجودى بر كليات اسما و صفات مشتمل است.
لذا برخى گويند: اسم رحمان و رحيم در «بسمله» صفت اسم «اللّه» و در فاتحة الكتاب صفت ذات الهيهاند و به اين اعتبار، رحمت، جهت ذات حق و اسم او نيز وضع شده است «تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ» به اين معنا كه اسم رب صاحب جلالت و اكرام است، كما اين كه ذات حق متصف به اتم انحاى جلالت و عظمت است.
از آنجا كه مظاهر كونيه و حقايق اعيان، به اعتبار وجود خارجى به خصوص هياكل توحيد از صاحبان ولايت كليه و جزئيه به اعتبار مظهريت متصف به اين دو