شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٥٠٤
از مقام صرافت تام و محوضت، به تعيّنى از تعيّنات، متنزل مىگردد.
نگارنده، در تفسير سوره توحيد، مفصل در سرّ ذكر اسم «رب» بعد از اسم «اللّه» و ذكر دو اسم «رحمان» و «رحيم» بعد از اسم رب، بحث كرده است و در اينجا به مناسبت ظهور رحمت از حق به اعتبار اسم «رحمان» و اسم «رحيم» كه با مسأله آخرت و ظهور و تجلى اسماى مشعر به رحمت ارتباط دارد بحث مىشود.
و تقرير اين اصل كه دوام رحمت رحيميه و رحمت رحمانيه يعنى رحمت امتنانيه و بيان اين اصل مهم كه انقطاع عذاب به چه اسمى مستند است؟ و آيا حكومت اسم رحمان سبب و مقتضى انقطاع عذاب است و يا آن كه اسم رحمان و شفاعت حاكم بر مظاهر سعدا و اشقياست و يا انقطاع عذاب ناشى از تجلى اسم رحيم است؟ و مراد از كلمه رحمت، در كلام معجز نظام- وسعت رحمتي غضبي- چه رحمتى است؟
و آيا- كتب ربكم على نفسه الرحمة- مقتضى خلاصى كفّار از عذاب و موجب انقطاع عذاب است و يا اصل رحمت مقيد به قيود خاص، منشأ قطع عذاب و انقطاع غضب است؟ آيا بين دو رحمت «بسمله» و دو رحمت فاتحة الكتاب فرق است؟
در صورتى كه بسمله جزء آيه باشد- كما عليه الفرقة الناجية كثّرهم اللّه تعالى- ذكر رحمان و رحيم در سوره حمد و بعد از اسم «رب» مجرد تكرار است، در صورتى كه اهل تحقيق گويند تكرار، در آيات الهيه وجهى ندارد، چه در كتاب تكوين و چه در كتاب تدوين، تكرار درست نيست، يعنى همان طورى كه تجلى حق به وجود منبسط در مجالى و مظاهر، تكرار نپذيرد، تجلى در كلمات و رقوم هم تكرار ندارد [١].
[١]چون تدوين در رقوم و نقوش امكانى از جمله در قرآن مجيد و
فرقان عظيم بر طبق تكوين است، اگر تكرار شود، در سعه تجلى الهى قادح است كه: إنّ
في جمال اللّه سعة لو تكرر لضاق، لذا سلطان اهل توحيد على امير اوليا فرمودهاند:
حق تعالى در كلام خود متجلى است و شما نمىبينيد، تجلى حق در كلام خود بر طبق تجلى
در نظام وجود است، لذا مراتب وجود سعى و اطلاقى قرآن بر طبق درجات وجود است. كسانى
كه به مطلع كلام الهى رسيدهاند، جميع درجات وجود را از اين مقام كه مقام تعيّن حق
به اسم «المتكلم» است، شهود نمايند.