شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤٨٦
ضرورى اسلام، خلود در جهنم است نه خلود عذاب ولى دليل محكم از عقل و شرع قائم است بر سرمديت و دوام عذاب كفّار و مشركين و انقطاع عذاب از عاصين و از موحدين و آخر من يشفع هو الرحمن الرحيم.
مطابق آنچه از نصوص و ظواهر كتاب و سنت در مسأله عذاب و خلود آن و مسأله نيران و جهنم و دركات آن فهميده مىشود، آن است كه دار جهنم، مكان عذاب و آلام است و عذاب و آلام و وقوع در نار و تألّم از عذاب بروح و جسم هر دو تعلق دارد و منحصر در يكى غير ديگرى نمىباشد. و نيز فهميده مىشود كه وقوع يا خلود در جهنم، ملازم با عذاب است و شدت و ضعف عذاب تابع قوت و ضعف علل و اسباب انواع عذاب است. و نيز انقطاع عذاب و دوام آن نيز تابع مبدأ عذاب أخروى است و مبدأ عذاب چه به نحو دوام و چه موقت، تابع نحوه رسوخ مبادى آلام در باطن نفس عاصى و مشرك و كافر است، لذا قول باستقرار در نار و انفكاك عذاب و يا صيرورة العذاب، عذب و گوارا و دلنشين به نظر نگارنده و محرر اين سطور از اوهام است و همه جا در آيات و روايات معلّق است عذاب بر وجود در جهنم، به اين معنا كه نيران و دركات آن، موضع لذت و رحمت و مكان استراحت و جاى خوشى نيست، آلام آن متنوع و شرور آن دائم و بالأخره دار عذاب و نقمت و بلاست و دوام عذاب تابع ملكات راسخه حاصل از اعمال و نيّاتست و اگر مبدأ صدور افاعيل و علت انبعاث اعمال زشت و ناپسند و منشأ عصيان و تجاوز به حدود حق و خلق و اسباب ظلم و تعدى، امرى جوهرى و غير قابل زوال باشد، به نحوى كه شخص عاصى و ظالم و متجاوز به حدود و حقوق حق و خلق خود به خود منشأ شرور و عصيان باشد و حصول افاعيل زشت چنان ملايم طبع وى گرديده باشد كه اگر عمر او دوام آورد، هميشه منشأ فسق و فجور و ظلم و جور گردد و يا آن كه ملكات منشأ خير مغلوب ملكات مبدأ شرّ شود، انقطاع و يا تخفيف عذاب در حق او محال است- لعدم جواز زوال المعلول مع بقاء العلة- لذا در كتاب توحيد صدوق- رض- از امام صادق صلّى اللّه عليه و آله