شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤٨٢
در فصّ زكريّاويه در فصوص [١] گويد:
«اعلم أنّ رحمة اللّه و سعت كل شيء وجودا و حكما، و أنّ وجود الغضب من رحمة اللّه بالغضب، فسبقت رحمته غضبه أي سبقت نسبة الرحمة إليه، نسبة الغضب إليه».
چون حق تعالى جواد بالذات و فياض على الإطلاق است، از ناحيه آن كه جواد مطلق است و از خزائن جود و كرم و رحمت ذاتى خود مبدأ تجلى وجود است، رحمت، ذاتى اوست، لذا شامل همه موجودات است و هيچ عين و مظهرى از رحمت ذاتى او محروم نمانده است، ناچار غضب و موجبات غضب و مبادى و اسبابى كه جلب غضب نمايند و مستحق غضب و قهر باشند، ذاتى نبوده و لا بد عرضى محسوب شوند.
در فصّ اسماعيلى در مقام بيان اين امر مهم كه حق اول به اهل ايمان و عاملان و مجريان فرامين الهيه وعده خلود در جنات و به اهل عصيان وعده عذاب داده است و اگر عذاب از مخلدان در نار منقطع شود، با فرموده او كه مكرر فرموده است: خداوند به عهد خود وفا نمايد و هرگز از وعده خود تخلف ننمايد، (فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ) ... مناقض است گويد:
«و الثناء بصدق الوعد، لا بصدق الوعيد، و الحضرة الإلهيّة تطلب الثناء المحمود بالذات، فيثنى عليها بصدق الوعد لا بصدق الوعيد، بل بالتجاوز و لا تحسبن اللّه مخلف وعده رسله، لم يقل: و وعيده، بل قال: و يتجاوز عن سيئاتهم.
فلم يبق إلّا صادق الوعد وحده
و ما لو عيد الحق عين تعاين