شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤٨١
سلوك به آن، صراط مستقيم آن عين به حساب آيد.
از طرفى اسماى الهيّه با آن كه به حسب اقتضا مختلفند، صورت ذات و حقيقت واحدى هستند كه احدى الوجود است و بالأخره باطن و مرجع و مآب كليه اسماست و اسم اللّه حاكى از اين ذات احدى المسمّاست كه «الطرق إلى اللّه بعدد أنفس الخلائق و بعدد الأنفاس الإلهيّة»، چه آن كه شئون دائمى حق در هر آن و تجلى و ظهور متجدد و تازه به تازه و نو به نو و متنوع آن، در مظاهر و اعيان، همان انفاس الهيّه محسوب آيند و اسماى الهيه متجلى در مظاهر خلقيه و حق متجلى در اسماى الهيه و هر متجلى در هر صورت باطن و ذات آن صورت است و برگشت جميع به حق احد واحد و متعلق همه به اعتبار حكم اسم باطن غيب ذات و احديت وجود است.
اسم رحمان، صورت وجود و شامل جميع اسما و مرصاد هر سالك و منتها اليه هر طريق و مرجع هر حاضر و غايب است، لذا شيخ در فصوص فرمايد:
«ما من دابّة، الا هو آخذ بناصيتها، إنّ ربّى على صراط مستقيم، فكل ماش، فعلى صراط الربّ المستقيم، فهو غير المغضوب عليهم من هذا الوجه و لا الضّالّين، فكما كان الضلال عارضا، كذلك الغضب الإلهي عارض و المآل إلى الرحمة التي وسعت كلّ شيء و هي السّابقة».
لذا فطرت اصلى هر موجود، فطرت توحيد و صراط فطرى، صراط توحيد است كه قوام ذات و تقوّم اصل و اساس وجود بر آن بنا نهاده شده است. و خلق به فطرت توحيد موجود شده است و شرك و كفر و عصيان و ديگر موجبات بعد و اسباب غضب الهى مثل اصل غضب، عرضى است و عرضى بالأخره زايل و مقاوم داخلى كه فطرت نورى توحيد باشد به حكم اللّه غالب على أمره، بر موجبات شرك و كفر و ديگر اسباب مبدأ عذاب غلبه مىنمايد.