شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤٨٠
وجود موجبات عذاب در وجود آنها و رفع موجبات عذاب از ناحيه ورود عذاب و تحمل شدايد حاصل از عذاب رجوع به رحمت نموده و يا به شفاعت شافعان و آخر امر به شفاعت حق از عذاب خلاص مىشوند، مگر كسانى كه غايت وجودى آنان توطّن در دركات جحيم باشد و در اين دسته از نفوس اختلاف است كه آيا بالأخره مآل آنان به رحمت است و يا الى الأبد متحمل عذابند و يا آن كه با سكناى ابدى در دركات جهنم، عذاب از آنان مرتفع مىشود و لطف الهى و رحمت رحمانيه حق، كار خود را انجام داده و فطرت اصليه- كه بين آن و ملكات موجب عذاب تضادّ است و از ناحيه همين تضاد است كه نفوس و ابدان، متألّم مىشوند و اگر اين جهت نبود هيچ نفسى معذب نبود، چه آن كه صورت نارى با ماده نارى ملايمت تام دارد و هر صورتى معشوق و محبوب ماده خود مىباشد- بر موجب عذاب غلبه مىنمايد.
محيى الدين در كتاب فصوص گويد:
إنّ للّه الصراط المستقيم
ظاهر غير خفيّ في العموم