شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤٤٧
عقلى جهت نفس به اقسام مذكور، به حصر عقلى است. و ثبوت صورت علمى جهت عالم يا به نحو حلول است يا اتحاد يا قيام به فاعل صدورى.
توضيح فيه تحقيق عرشي
بايد در نحوه حصول صور عقلى و خيالى از براى نفس و تحصّل فعليات جوهرى جهت باطن وجود لطيفه انسانى، چند مطلب، مورد توجه قرار گيرد:
يكى، آن كه بنابر حركت جوهرى، بايد در ماده مستعد از براى نيل به درجات نباتى و حيوانى و انسانى (إلى آخر فنائها في اللّه) جنبش و تحرّكى حاصل شود تا نفس از مقام اسفل سافلين به درجات اعلى عليين واصل شود و جهات مغايرت بين نفس كه در اول مرحله وجود، نسبت به مراتب تخيلات و تعقّلات فقط ماده و هيولاى صرفه است، برداشته شود. و اين معنا همان سفر و عروج معنوى نفس است كه در قوس صعودى آن حاصل مىشود و اهل عرفان، به اين عروج، معراج تركيب، اطلاق نمودهاند.
بنابراين، نيل به مراتب خياليه و درجات برزخيه عبارت است از اتصال نفس به عالم برزخ از راه حركت ذاتى و تحول جوهرى و حصول صور خيالى در نفس (كه به قيام صدورى به نفس يعنى جهت تخيل و برزخ نفس قائم است) نتيجه و علامت و اماره اين، تحول جوهرى است؛ چه آن كه اگر نفس به همان مرتبه قوه و استعداد، باقى باشد، فاقد بصر معنوى، جهت شهود اين صورت خواهد بود و ذات فاقد قوه شهود، هرگز به حقيقت اين صورت نايل نمىشود.
به عبارت ديگر نفس، به واسطه معدّات خارجيه، تحولى ذاتى به آن راه مىيابد و از عالم شهادت و حس به مقام معنا مسافرت مىنمايد و بر طبق استعدادى كه از ناحيه معدات خارجى حاصل شده است و يا به عبارت بهتر تحصيل نموده است، معنا و صورتى را واجد مىشود كه از باطن ذات آن پديد مىآيد و اين