شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤٤
اخروى است، نمىتواند به حشر اجساد معتقد شود. و تبعيت از شيخ اتباع مشّاء و اذعان به اين كه: «لا يبعد أن تكون الأجرام الفلكيّة موضع تخيلات بعض النفوس» از حيث اشتمال بر توالى فاسده دستكمى از انكار حشر اجساد ندارد [١].
بايد دانست كه مسأله معاد، يكى از عويصات مباحث اعتقادى است. و نيز بايد متوجه بود كه در اين مسأله فقط دلايل عقلى مبرّا از شوائب اوهام و نص كتاب- نه ظواهر كتاب مجيد- و نصوص متواتر قطعى صادر از ائمه- عليهم السّلام- حجت است.
و نيز بايد توجه داشت كه دلايل نقلى در مسأله معاد مثل اخبار معراج جسمانى بر بسيارى از متشابهات مشتمل است [٢].
اين مسأله نيز بايد مورد توجه واقع شود كه اكثر متكلمان- كه خود، گفته خود را درك مىكنند و به مراعات اصول و قواعد علمى مقيد هستند و پر بىتوجه سخن نمىگويند- گويند كه بدن اخروى يعنى بدن محشور در قيامت ممكن نيست عين بدن دنيوى باشد. اينها فهميدهاند كه قول به عينيت- البته عينيت مصطلح
[١]ما، در اين مسأله كه اساسا معاد جسمانى- نه اصل معاد- اصل برأسه و انكار آن فى نفسه موجب كفر است، بحث خواهيم نمود.
[٢]حقير به تبعيت از كتاب مجيد و مأثورات و لوى به معاد و معراج جسمانى معتقد است. و در مسئله متشابهات از آيات در باب صفات مثل «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى» بنابر آثارى كه از اهل عصمت و طهارت- ائمه شيعه- رسيده است، معتقد است كه همه آيات متشابهه در باب صفات به محكمات برمىگردند. در اين مسأله تعجب دارد كه چرا متكلمان از اهل سنت و جماعت در باب مبدأ و صفات و افعال او آيات متشابهه را تأويل نمودهاند و تأويل را جايز مىدانند، ولى در باب معاد دربست بدون چون و چرا همه را قبول كردهاند؟!
بايد گفت كه اين جماعت اصلا بين دنيا و آخرت فرق نفهميدهاند. در آيات و رواياتى كه بر وجوه فرق بين دنيا و آخرت مشتمل است و تحقيق در اين كه نشئه آخرت، نشئه فعليت و كمال و عالم نيل به ثمرات اعمال است و حركات تكاملى در آخرت نيست و همچنين نشأت آخرت در طول دنيا واقع شده است و نسبت به دنيا غيب محسوب مىشود و اين قبيل از مطالب، غور ننمودهاند، لذا اين مردم حق ندارند در اين مباحث وارد شوند.