شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤٣٩
همان طورى كه بيان كرديم، مقدار متشكل به صورت شبحى، در مقام خيال انسانى به واسطه اراده نفس و اختيار روح انسانى، قابل انبساط و تمادى است.
نفس قدرت دارد صورت مقدارى شبحى موجود در قوه خيال خود را با يك توجه به صورت بزرگترين جسم در صحنه خيال و همان جسم را به صورت جسمى كوچك به اندازه خردلى ظاهر سازد. و قدرت دارد كه جسم را به صورتى غير موجود در مواد خارجى و غير معهود در مادههاى موجود در طبيعت ظاهر سازد، در حالتى كه تمادى و انبساط و زيادى و نقيصه و نمو و ازدياد در اجسام طبيعى، ناشى از مواد و صورى است كه از خارج به جسم وارد مىشود، كما حققناه في الحركات الكمية من النمو أو التنمية التي تتحقق بواسطة إضافة المواد من الخارج إلى الجسم ...
و نيز در جاى خود بيان شده است كه تأثير و تأثر در جسمانيات، تابع وضع است. حرارت آتش، اجسام مجاور خود را گرم مىكند، در صورتى كه اجسام، نزديك آتش قرار گيرند، مثلا در بحث رؤيت و ديدن گفتهاند چشم انسانى اجسام را مىبيند و علت رؤيت، انطباع صورت مرئى در موضع مخصوص از چشم است.
ولى مسلما بعد زياد و نيز قرب زياد، مانع ادراكند. گوش با شرايط مخصوص صداها را مىشنود و جهت صدا را هم ادراك مىكند و از شرايط ادراكات ظاهرى- از قبيل ادراك سمع و بصر- تأثير و تأثر است. جسم خارجى، به واسطه قابليت انفعالى كه در باصره است در باصره منطبع مىشود و ادراك حاصل مىگردد. و ادراك، با نوعى تأثر ملازم است لذا جسمى علت وجود خارجى جسم ديگر نمىشود. ولى اثرى از جسم مؤثر به جسم متأثر وارد مىشود، اما نفس، در مقام ادراك معانى و صور شبحى، در عرصه باطن خود صور و اشباحى را- لا من شىء- وجود مىدهد.
و بيان نموديم كه در مقام ايجاد دو مربع مثلا يكى در جهت يمين و ديگرى