شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤٢٢
حكيم سبزوارى هشت اصل جهت اثبات صور برزخى و جواب از مناقشات و اشكالات حكماى مشائيه مقرر نموده است كه عبارتند از: بيان وجوه فرق بين علت تامه و علت ناقصه؛ و تقرير آن كه تشخّص شىء به نحوه وجود آن شىء است و تحرير وجوه فرق بين تشخّص و تميّز و تعيّن؛ و تقرير آن كه عالم برزخ عالم صور صرفه است، بدون ماده؛ و تحقيق آن كه به ازاى هر صورت شخصى مادى دنيوى، صورتى شخصى مجرد به تجرد مثالى در عالم مثال موجود است و به ازاى هر نوعى از انواع شامل اين افراد مثالى و مادى، فردى واحد و مجرد تام عقلانى در عالم مثل عقليه و مرتبه عقول متكافئه عرضيه تحقق دارد.
اصل ديگر مقرر در كلام حكيم سبزوارى آن است كه: هر نوعى با قطع نظر از عوارض شخصى و موجبات تكثر فردى، از باب آن كه صرف شىء قابل تكرار و تعدد نيست، واحد است، لذا عقول، انواع منحصر بفردند و تكثر، اعم است از تكثر ناشى از ماده يا جهات متكثره ناشى از فاعل خلاق فرد؛ و اصل ششم و هفتم و هشتم عبارت است از اين كه وجود، مقول به تشكيك است و مىشود حقيقت واحد به حسب وجود خارجى داراى افراد متكثر متعدد باشد [١] و نيز هر مرتبه از وجود، داراى احكام مخصوص به همين مرتبه مىباشد، با حفظ وحدت اصل حقيقت، سارى در افراد و مقوّم مراتب و در همين اصل جواز تشكيك و وقوع حركت در جواهر حقايق مادى را گنجانيده است؛ و در اصل ديگر عقول را به عقول طولى و عرضى منقسم نموده است و نيز اشاره نموده است به وجود عقول
[١]با برهانى نمودن اين اصل مىتوان از اشكالات اتباع مشائيه در اين كه: افراد يك حقيقت نمىشود برخى، مجرد ناقص و متوسط و برخى، علت و مقدم و برخى، مادى و متأخر واقع شوند و نمىشود افراد اصل واحد و نوع واحد، برخى، مادى و برخى، مجرد و برخى، برزخ بين اين دو باشند جواب داد. اين اشكالات را شيخ بر نفى مثل و تعليمات در شفا تقرير فرموده و ملا صدرا در اسفار آن را خلاصه و به عنوان «خلاصة حجّته الأولى ... و نقاوة حجته الثانية» بيان كرده است.