شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٨٩
كلام سيد محقق داماد به نظر ابناى تحقيق رسيد و همان اشكال با مختصر فرقى [١] در كلام محقق لاهيجى صاحب شوارق- قدس سره- ديده مىشود.
حكيم دانا صاحب گوهر مراد، مولانا عبد الرزاق لاهيجى [٢] گفته است:
«... اما قائلين به مثال، نزد هر كه از اين جماعت قائل است به تناسخ، نفوس رديه بعد از تردد در ابدان عنصريه و انتقال از ... ابدان عنصريه اگر هنوز، ردائت باقى باشد و پاك نشده باشند، منتقل به ابدان مثاليه شوند و تردد كنند در ابدان مثاليه تا آن كه پاك شوند و به عالم تجرد محض متصل شوند و به سعادت كاملين برسند. و نفوس زكيه سازجه بعد از مفارقت از ابدان انسانيه منتقل شوند به ابدان سماويه [٣]. و نزد هر كه قائل به تناسخ نيست، نفوس زكيه و رديه جميعا منتقل شوند بعد از مفارقت از ابدان انسانيه به ابدان مثاليه نوريه و مظلمه و منعّم يا معذّب باشند [٤]
[١]ما، در شرح بر «مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم» ابن عربى (رض) اشكال اساسى در اين مبحث را از شفا كتاب طبيعى نقل نموديم؛ ر. ك: شرح مقدمه قيصرى، طبع مشهد، ص ٢٨٠، ٢٨١، ٢٨٦ و ٢٩٢.
[٢]ر. ك: گفته صاحب شوارق در كتاب گوهر مراد كه يكى از آثار تحقيقى و قابل توجه است و در باب خود كم نظير و آن را در اوايل سلطنت شاه عباس دوم تأليف و به او تقديم نموده است.
[٣]اين اقوال و اقوال ديگر راجع به حالات و عقبات نفوس انسانى بعد از موت در كتاب حكمت اشراق و دو شرح اين كتاب (شرح شمس الدين محمد شهرزورى و شرح علامه شيرازى- قدس اللّه روحهما- و بعضى از حواشى اين كتاب) بيان شده است، ولى مطلب اساسى همان است كه ما به تبع ملا صدرا بيان كرديم و گفتيم تناسخ مطلقا محال است، مگر تناسخ ملكوتى كه همان مسأله تجسم اعمال و متصور شدن نفوس انسانى به صور مناسب اعمال و افعال است.
[٤]يوذاسف (بوذاسف) تناسخى و قبل از او برخى از مشرقيين (از حكماى بابل و فارس- ايران- و هند و چينوماچين و ...) و جمعى از قائلان و عالمان به ادوار و اكوار گفتهاند: باب الابواب از براى حيات جميع ابدان و صياصى عالم عناصر، ابدان و صياصى انسانى است و از طريق ابدان انسانى داخل ابدان مختلف حيوانى. برخى اين بوذاسف را از اهالى بابل قديم و جمعى او را از ولايت هند دانستهاند و نيز گفته شده است كه دين صابى را او از براى ملك اعظم طهمورس تقرير نمود و قوم خود را از تكرار طوفان خبردار نمود.