شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٧٩
عالم مادى و به حواس ظاهر ادراك آن توان كرد و اجسام صيقليه و شفافه اين عالم مادى، مانند آب و هوا مظهر موجودات عالم مثال باشند و همچنين خيال انسان مظهر آن شود و صورت آينه و خياليه همه از موجودات عالم مثال باشند [١] و همچنين خيال انسان مظهر آن شود و ...
و از اقدمين منقول است: «إنّ في الوجود عالما مقداريا غير العالم الحسي، لا يتناهى عجائبه و لا يحصى مدنه. و من جملة تلك المدن (جابلقا) و (جابرسا) هما مدينتان عظيمتان ...».
اين جماعت، تصحيح معاد جسمانى به اين كنند و بهشت و دوزخ و زمين قيامت را از موجودات عالم مثال دانند و تجسم اعراض و تجسد اعمال در اين
[١]در مقام بيان فرق بين غيب امكانى (عالم مثال نزولى) و غيب محالى (مثال صعودى) اين معنا را در حواشى بر رساله، مفصل در اين مقدمه مختصر تقرير نموديم.
اين معنا نزد جميع حكماى اشراقى يا متمايل به اشراق مسلّم نمىباشد. عجب آن كه محقق لاهيجى مسلك استاد خود را در اين باب بيان ننمود. در نحوه ظهور صور اشيا در مرآت و اجسام صيقلى و كيفيت انطباع اشباح و اجسام مادى در كليه اجسام شفافه بايد به عقايد و آراى علماى علم طبيعى در عصر جديد مراجعه شود و در نحوه ادراكات حسى و كيفيت انفعالات مادى عقايد و آراى علماى عصر جديد حيرتآور است. البته محاكات و مناسباتى بين آينه و اجسام صيقلى مانند آب و هوا با صور شبحى خارج از عالم ماده و واقع در افق عالم مثال وجود دارد و ظهور اين صور در آينه و آب امرى است كه ارتباط به انطباع صور مادى و اشخاص در آينه و آب ندارد. علم مناظر و مرايا بر طبق مرام دانشمندان علم طبيعت در عصر جديد ترقى شايانى كرده است كه با آنچه در كتب دانشمندان اين علم در قديم آمده از لحاظ اهميت تناسبى ندارد «و كلّ ميسّر لما خلق لأجله»، واقع امر، غير از خيالبافىهاى برخى از قدماست كه همه مسائل را (رميا بالغيب) با درك و فهم خود مىخواستند حل نمايند. در بسيارى از مسائل طبيعى مانند مباحث قواى نفس و نحوه پيدايش اجسام و كيفيت تركيب اجسام و نيز در نحوه ادراكات قواى ظاهرى و مبادى ادراك در اعصاب و سلول مادى دماغى، علم جديد در تحقيقات اعجاز نموده است و بايد اين مباحث بر طبق علم جديد در مباحث مربوطه در فلسفه الهى آورده شود و حكمت الهى را كه اساس آن بسيار عالى و استوار است به صورتى عصرى در اختيار محققان عصر قرار داد، ديگر موقع قرار دادن زمين در مركز عالم و دست دعا به سوى نفوس فلكيه دراز كردن نيست.