شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٧٨
حكماى يونان نيز هر كه سابق بر ارسطو بود بر طريقه حكمت اشراقيين بوده و ارسطو مخالفت كرده با ايشان و تدوين حكمتى كه مشهور است به حكمت مشائين نموده و فرق بين حكمت اشراقيين و حكمت مشائين به چند وجه است و عمدة ما هو المشهور آن كه اشراقيين در تحصيل حكمت طريقه رياضت و مجاهده و مكاشفه قدوه دانند و التفاتى به نظر و بحث نكنند، بلكه گاه باشد كه منافى دانند به خلاف مشائين كه در تحصيل حكمت، نظر و قياس منطقى را عمده دانند و هر چه نه بر طبق قياس و برهان بود التفات به آن نكنند. و نسبت اشراقيين و مشائين در زمان سالف چون نسبت صوفيه و متكلمين است در زمان اسلام.
حكماى اشراقيين و صوفيه ادعا كنند مطالب كثيره از حكمت و معرفت كه مشائين و متكلمين منكر آنند و مؤداى نظر و برهان، مخالف مقتضاى آن و از جمله قول به عالم مثال است.
اشراقيين و صوفيه معتقدند (متفقند- خ ل) كه ما بين عالم عقلى كه عالم مجردات صرفه است و عالم حسى كه عالم ماديات محضه است، عالمى است كه موجودات آن عالم، مقدار و شكل دارند ليكن ماده ندارند. پس مجردات محضه، مجردند از ماده و مقدار هر دو، و ماديات صرفه متلبسند به ماده و مقدار هر دو، موجودات اين عالم مجردند از ماده و متلبسند به مقدار مانند صور خياليه، ليكن صور خياليه متحققند در ذهن و صور مثاليه و عالم مثال متحققند در خارج. و اين عالم، متوسط است بين العالمين؛ چه از جهت تجرد از ماده مناسب است با عالم مجردات و از جهت تلبّس به مقدار و شكل مشابه است با عالم ماديات و هر موجودى از موجودات دو عالم را مثالى است در اين عالم متوسط قائم به ذات خود- حتى الحركات و السكنات و الأوضاع و الهيئات و الطعوم و الروائح و غير ذلك من الأعراض- و وجود موجود مجرد، در اين عالم بر سبيل تنزل است كه قبول تلبس به مقدار و لون و شكل كرده و وجود موجود مادى در او بر سبيل ترقى كه خلع ماده و بعضى از لوازم ماده، مانند وضع نموده. و اين عالم را مثال و خيال منفصل و عالم برزخ نيز گويند و گاه باشد كه موجود عالم مثال ظاهر شود در اين