شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٧٥
لاهيجانى، عالم مثالى را به شدت مورد مؤاخذه قرار داده و در انكار آن پافشارى نموده است، چون اشكالات او و ايرادات مير داماد از يك قرار است و نقل كلمات او فوائدى در بر دارد، بهتر آن است كه آنچه را كه اين حكيم دانشمند در كتاب گوهر مراد در اين باب افادت فرمودهاند نقل و به تزييف آن بپردازيم و بعد به نقل مرام ملا صدرا بپردازيم و سپس خلاصه آنچه را كه از افكار قائلان و معتقدان به عالم مثال به دست آوردهايم به ذوق و سليقه خود تحرير و تقرير نماييم تا مطالب رساله «نوريه مثاليه» مبرهن و نيز مبهمات آن معلوم و معين گردد.
ملا عبد الرزاق جهت آن كه از بلايا و محنى كه به سر استاد عظيم الشأن او آمد مصون باشد، در ابراز عقايد خود راه تقيه را پيش گرفت و (از بهر دل عامى چند منع حكمت نمود) اين معنا از خلال آثار او به دست مىآيد. خدا مىداند چه مصايبى از اين ناحيه متوجه حال برخى از اكابر علما شده است. بعضىها از براى تقرب به جهال و عوام، برخى از اشخاص متقى و زاهد واقعى را به دربدرى و بىخانمانى مبتلا نمودند. تكفير مردانى كه عمل مكروه از آنها سر نمىزد و همه اعمال آنان با واجب و مستحب منطبق بود، زياد اتفاق افتاده است از جمله همين ملا صدرا كه از متقىترين علماى اسلامى بشمار مىرود و هفت سفر پياده به مكه رفته است. و خيلى قبل از او تكفير سر سلسله اهل ايمان امير مؤمنان از طرف خوارج نهروان- خذلهم اللّه- و بالأخره كشتار دسته جمعى آنان به دست آن حضرت و تطهير زمين از لوث وجود اين جماعت اتفاق افتاده است. جمعى بودهاند كه عقل را محكوم و آن را به غل و زنجير كشيدند و به جاى متابعت از اهل عصمت و طهارت از اوهام و ظنون تبعيت نمودند و عمل آنها چه مصايبى را به بار آورد و جهت تعمير دنياى خود همه چيز را زير پا گذاشتند كه: «ما مصيبت كش عشرت آن رندانيم».
حكيم لاهيجى در گوهر مراد گفته است:
«بدان كه جماعتى از حكماى اسلام، سيّما شيخ شهاب الدين سهروردى،