شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٦٩
متصل خليجى از آن بحر و جدولى از آن نهر است.
طبقات آن در روح و بهجت و لطافت و روحانيت متفاوت، و از عالم زمان و مكان برتر از درود فرجار و حصر و احصا بيرون. طبقه عاليه در ارتفاع متأخم عالم عقل و با افق آن عالم متصافق. و طبقه سافله در انخفاض متأخم عالم حس و در جوار افق اين عالم نازل و بين الطبقتين طبقات غير متناهية البدايع و العجائب، و درجات غير متناهية الروايع و الغرائب.
صور خياليه و صور مرايا همه، صور روحانيه مثاليه و هر چه در عوالم هيولى وطن گرفته از اجسام و صور و مقادير و ابعاد و اوضاع و هيآت و حركات و طعوم و روايح و اصوات و غير ذلك، مثال همه در آن عالم قائم به ذات معلق (لا في مادة و محل).
گويند: جابلقا و جابرسا از مدن [١] عظام آن عالم است و امر حشر و مواعيد به لذات [٢] و مثوبات و عقوبات جسدانيه و آلام و لذات بدنيه كه تنزيل كريم الهى
[١]شيخ اشراق در فصل مربوط به احوال سالكان در اواخر حكمت اشراق در بيان آن كه اهل سلوك بعد از رياضات علمى و عملى و قبول دوام اشراقات علوى منعكس از عقول چنان سطوتى پيدا مىنمايند كه مواد ارض مطيع آنها مىشود (چاپ تهران، طبع پروفسور كربن، جزء دوم مجموعه آثار سهروردى، ص ٢٥٢، ٢٥٣، ٢٥٤) گويد: «... و قد يحملهم هذه الانوار (يعنى متوسطان در سلوك)، فيمشون على الماء و الهواء. و قد يصعدون الى السماء مع أبدان، فيلتصقون ببعض الساداة العلوية. و هذه أحكام الإقليم الثامن الذي فيه «جابلق و جابرصا و هورقليا» ذات العجائب».
عالم مقدارى به هشت قسم منقسم مىشود، هفت قسم آن اقاليم سبعه است كه: «فيها المقادير الحسية و الثامن منها هي المقادير المثالية و هي عالم المثل المعلّقه».
اما جابلق و جابر ص: دو شهر از عالم عناصر مثل و «هورقليا» از عالم افلاك مثل است.
[٢]در حكمت اشراق (طبع كربن از انتشارات انستيتو ايران فرانسه، ص ٢٣٢، ٢٣٣، ٢٣٥ و شرح حكمت اشراق، علامه شيرازى، ص ٥١٦، ٥١٧ و ٥١٨) گويد: «و هذا العالم المذكور نسمّيه عالم الأشباح المجردة و به تحقق بعث الأجساد و الأشباح الربانية و جميع مواعيد النبوة، و قد يحصل من بعض ...».
شارح علامه، در ديباچه شرح خود بر اين كتاب عظيم در مقام بيان امتيازات اين كتاب بر ساير كتب