شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٦٢
طى مدارج اشرف به اخس مىرسد، ولى در قوس صعود از اخس شروع نموده و بعد از طى جميع مدارج اخس به اشرف مىرسد، لذا قاعده امكان اشرف در قوس نزول و قاعده امكان اخس در قوس صعود جارى است و بعد از تحقق قوس صعودى، دايره وجود، تمام مىشود و نهايات، به بدايات رجوع مىنمايد.
بنابر آنچه ذكر شد تحقق عالمى مستقل و تام الوجود و موجود به وجود برزخى نه مجرد تمام و نه مادى صرف، لازم و ضرورى است. و حق تعالى هر ماهيت قابلى را به فيض وجود، موجود مىنمايد و هيچ موجودى از فيض عامّ الهى محروم نمىشود. و حقايق مجرد عارى از قيود ماده و سلاسل زمان و علايق مكان و جهات، به صرف امكان ذاتى (بلا تراخ و مهلة) از حق فياض مطلق قبول فيض مىنمايند و حالت منتظره ندارند. اين مطالب را درست تعقل كن كه در مقام جواب از مناقشات و شبهات برخى از متأخرين مثل شارح مقاصد و سيد داماد و محقق لاهيجى [١] نافع است.
نقل و تأييد
شيخ كبير و غوث اعظم عارف كامل مكمّل، محيى الدين ابن عربى در فتوحات مكيه فرموده:
«عليك أن تعلم أنّ البرزخ الذي يكون الأرواح فيه بعد المفارقة من النشأة الدنياوية هو غير البرزخ الذي بين الأرواح المجردة و بين الاجسام؛ لأنّ مراتب تنزلات الوجود و معارجه دورية و المرتبة التي قبل النشأة الدنياوية هي من مراتب التنزلات و لها الأوليّة. و التي بعدها من مراتب المعارج و لها آخرية.
[١]محقق لاهيجى بعد از آن همه تحقيقات كه شيخ اشراق و عرفا و استاد او صدر المتألهين در اين باب نمودهاند از حدوث و قدم وجود ابدان مثالى و نحوه تعلق روح و نفس به ابدان مثالى صحبت مىكند و گويا از ترس برخى از عوام گاهى هم از مذاق استاد كنارهگيرى مىنمايد كه بايد گفت: «منع حكمت مكن از بهر دل عامى چند».