شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٦١
بكل منهما ما يناسب عالمه ...» [١].
عالم برزخ بلكه عوالم مثالى و صور جزئى خيالى، خود، عالم مستقلى است قائم به ذات كه به تبع وجودى ديگر موجود نيست و در نفس و خيال موجودى ديگر، تحقق ندارد.
«و الحق أنّ الحقائق الجوهرية موجودة في كل من العوالم الروحانية و العقلية و المثالية و لها صور بحسب عوالمها ... و إنّما يسمّى بالعالم المثالي؛ لكونه مشتملا على صور ما في العالم الجسماني و لكونه أوّل مثال صوري لما في الحضرة العلمية الإلهية من صور الأعيان و الحقائق و يسمّى أيضا بالخيال المنفصل؛ لكونه غير مادي تشبيها بالخيال المتصل».
بنابراين، برزخ نزولى غير از برزخ صعودى است. برزخ نزولى، از تجلى عقول به صورت عالمى مستقل الوجود و منفصل از غير (خيال انسانى) به ذاته موجود است و وجود، بعد از طى مدارج عوالم برزخى كه از آنها در لسان شرع و كتب سماوى به سماوات تعبير شده است، به عالم ماده و هيولا مىرسد و چون ماده قوه وجود و قابل كمالات غير متناهى است، به استمداد از فيض حق، به طرف كمال، سير مىنمايد و بعد از آن كه به صورت انسان يا حيوان كامل الوجود درآمد، داراى قوه خيال مجرد از ماده مىشود و در قوس صعود، به حذاى عالم مثال منفصل و برزخ كلى و مطلق و مثال معلق به وجود خيالى و برزخى و مثال متصل و جزئى مقيد، موجود مىشود؛ چون صعود بر طبق نزول است و آنچه در قوس صعود متحقق مىشود از عالم عقل و مثال و ماده و اجسام، در قوس صعود بر طبق قوس نزول تحقق مىيابد با اين فرق كه فيض، در قوس نزول از عقل شروع نموده و به ماده ختم مىشود و به عبارت ديگر فيض، در قوس نزولى بعد از
[١]فتوحات مكيه و شرح مقدمه قيصرى بر فصوص، چاپ مشهد، تأليف نگارنده، ط ١٣٨٦، ص ٢٩٥ و ٢٩٦.