شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٤٩
به حسب مقام باطن، داراى مراتبى از وجود تجردى است، از قبيل مرتبه حس مشترك و خيال و مقام عقل. و مرتبه خيال در انسان تام العيار بر جميع درجات عالم سماوى و مثالى مشتمل است و مرتبه عقل او بر جميع مراتب عقلى از طولى و عرضى و مقام فناى في اللّه و بقاى باللّه شامل مقام واحديت و احديت.
چون انسان، وليده طبايع و اجسام است و از ناحيه حركت ذاتى به مقام انسان بالفعل رسيده است، و از طرفى حقيقت هر شىء به صورت نوعى آن شىء و صورت شىء همان وجود خاص شىء است، ماده به نحو ابهام در وى مأخوذ است و تقوم ذات آن و نحوه وجود آن در گروى ماده نيست و موت، غير از نيل هر فرد به مقام و غايت ذاتى آن چيزى نمىباشد و بعد از عروض موت به مرتبه جسم انسانى، غناى از ماده حاصل آيد و انسان در وجود اخروى مطلق، بىنياز از ماده است. و اگر ملحق به اهل رحمت شود، به سعادت جسمانى و روحانى نايل آيد، بدون احتياج به ماده قابل كون و فساد و زوال و حدوث. و اگر از صنف اشقيا و مبعدين محسوب آيد، در مقام ادراك انواع مولمات جسمانى از حيّات و عقارب و موجبات آلام روحانى و ذوق نار ناشى از حرمان و انكار حق، اصلا به ماده قابل فعل و انفعالات مادى احتياج ندارد و آنچه در آخرت موجود است، فعل صرف است. و قوه مبدأ انفعال و استحالات، به عالم دنيا اختصاص دارد و عالم آخرت دار حيات و زندگى هميشگى است و در آن موت راه ندارد (وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ ...).
نقل و تحقيق
مير غياث فرزند مير صدر شيرازى دشتكى مسلكى در معاد اختيار نموده كه جمعى آن را تلقى به قبول كرده و برخى از محققان آن مسلك را باطل دانستهاند.
طريقه حكيم محشى نزديك به مسلك مير غياث است. و شايد از اين جهت محقق محشى مبناى او را اختيار نكرده كه اشكال آخوند ملا صدرا بر آن را وارد دانسته و در حاشيه خود بر شواهد و اسفار، اشكال آخوند را تأييد كرده است.