شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٤١
ذات خود مستكفى است، ناچار مبادى ثواب و عقاب در نفس محشور در يوم نشور است و معذّب و مبدأ تنعم، امرى داخلى است نه خارجى.
«بل إنّما يرتفع عنها ما هو نقص لجوهر فطرتها الإنسانية كالهيئات المظلمة و الصور المؤذية المكتسبة التي تؤلمها و تعذّبها، لكن لا بمانع خارجي و معدّ خارج عن ذاتها كما في الدنيا، فإنّ الآخرة- كما علمت- ليست بدار إعداد و استعداد من خارج، بل بمانع و رافع داخلي هو نور التوحيد و لوازمه من النبوّة و الإمامة و المعاد و لوازم هذه».
مؤلف سبيل الرشاد بعد از بيان آن كه نفس در آخرت به صورت اعمال خود محشور مىشود و تقرير آن كه موجبات رحمت و شفاعت نيز در باطن ذات انسان اخروى موجود است و نور توحيد و لوازم آن از نبوت و ولايت از آن جهت مبدأ شفاعت واقع مىشود كه انسان معتقد به توحيد و نبوت و ولايت، در باطن ذات خود داراى نورانيت خاص حاصل از اعتقاد به توحيد و لوازم آن مىباشد [١] كه
[١]بايد توجه داشت كه ولايت صورت توحيد و صاحب ولايت كلى مظهر اسم اللّه و متجلى در جميع مظاهر وجودى است. و حضرت ختمى مرتبت به اعتبار مقام ولايت كلى داراى مقام شفاعت كليه و مطلقه است. و مقام ولايت حضرت ختمى مقام به حسب اصل و غيب وجود، با ولايت خاتم ولايت، امير مؤمنان متحد است. و به حكم «أوّلنا محمد و آخرنا محمد» فرق بين ولايت محمديه و ولايت (مقام ائمه اطهار) به اطلاق و تقييد است. و رقايقى از مقام كليه ولايت كه ملازم با حب و عشق به اولياى محمديين است، در نفوس اهل ايمان موجود است و اساس شفاعت بر اين امر استوار است نه آن كه شفاعت، امرى جزافى و بدون علت باشد و يا علت آن از قبيل اتفاقيات محسوب گردد.
صور حاصل از اعمال زشت اگر جوهرى و به منزله طبيعت دوم در نيايد و از هيآت مظلمه و صور موذيه راسخ نباشد، نور ولايت به واسطه سلطه و احاطه كليهاى كه نسبت به ملك و ملكوت دارد، رافع عذاب است يا از ناحيه غلبه جهت حقى بر جهت خلقى و يا از ناحيه امحاى صورت منشأ عذاب و بالأخره منشأ نجات مبتلايان به عذاب مىشود. و بايد توجه داشت كه مبدأ اصلى شفاعت بالأخره حق اول تعالى است كه به اسم رحمان و رحيم در مجالى و مظاهر اخروى ظاهر مىشود و از