شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣١٩
ابتداى وجود و به حسب حصول در مواد و استعدادات، امرى بالقوه و حقيقتى غير متحصل است و از ناحيه استكمال ذاتى و جوهرى به مقام تجرد برزخى و بعد از عبور از مراتب برزخ و سماوات مثالى، به مقام تجرد عقلى مىرسد، لذا نفس در ابتداى وجود، عين ماده و صور مادى است و مادامىكه به بدن تعلق دارد، به حسب مرتبه نازل، عين بدن و صورت مبدأ تحصل ماده بدنى است و از اين لحاظ، بين بدن و صورت منشأ تحصل و تنوع آن تركيب اتحادى امكان دارد و نفس، بعد از نيل به مقام تجرد تام داراى مراتب و درجات از وجود است، مرتبه عالى آن در رتبه عقول مجرد و مرتبه متوسط آن محاذى عالم برزخ و مرتبه نازل انسان، عين مواد و استعدادات بدنى است و اين اتصال مراتب، در صعود وجود، درجات وجود واحد است و ماده متحرك به طرف برزخ و آخرت، داراى وحدت اتصالى است و ما منه و ما اليه و ما فيه در درجات استكمالى وجود انسان در سلك يك وجود قرار دارد، كما اين كه در قوس نزول نيز همه مراتب، در سلك يك وجود قرار دارد و در نزول وجود نيز انسان، داراى مقامى قبل از كثرت است و اين مقام، مرتبه انسان عقلى است و مرتبه نازل اين انسان عقلى، انسان برزخى است و انسان، وجودى در كثرت دارد كه وجود مادى انسان باشد و چون صعود بر طبق نزول است و در نظام وجود طفره ممتنع است، انسان، داراى مراتب و درجات و منازل و مواطن متعدد بعد از كثرت است، و اين تحقيق، بر جواز حركت و وقوع سيلان و جنبش در جواهر و اصالت وجود و وحدت حقيقت آن مبتنى است، و محقق دوانى و مدقق شيرازى مير صدر از اعتقاد به اين مسلك و لوازم آن فرار مىكنند- كفرار المزكوم من رائحة المسك [١]-.
[١]خلاصه كلام آن كه: بين نفس و بدن تركيب اتحادى واقع است. و اشكال ملا جلال در اين مسأله وارد نيست، اگر چه بنا بر اصول و قواعد مقرر در كتب ملا جلال و مير صدر، به همان دليل كه تركيب حقيقى بين نفس و بدن امكان ندارد، تحقق و تحصل نوع واحد از مجرد محض و مادى صرف نيز محال است. و اين اشكال هم بر مير صدر دشتكى و هم بر ملا جلال دوانى شديد الورود است.