شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٠٤
كه معتقدند: صور عناصر در مقام امتزاج و حصول مزاج يا كيفيت مستعده حاكى از استعداد ماده حاصل از عناصر جهت قبول صورت نوعى يكى از مواليد، از مواد خود خلع و صورت مبدأ حصول نوع حاصل از تركيب، جاى آن صورت قرار مىگيرد، جدا وارد است. و اين حرف كه صور مبدأ حرارت و برودت و يبوست و رطوبت در مقام حصول تركيب تام و كامل به كلى منخلع مىشود، در غايت ابهام و به بسط و شرح و دفع نقوض و اشكالات وارد محتاج است. و نيز امكان ندارد كه صورت نارى- مثلا- به فعليت خود باقى و در ماده بالفعل حاصل باشد و مع ذلك صورت معدنى- مثل ياقوت و يا طلا مثلا- در ماده حلول نمايد كه در اين صورت بايد جسم واحد، نار و طلا و يا ياقوت باشد و امكان ندارد ماده، به صورتى بالفعل متلبس باشد و مع ذلك صورتى ديگر را نيز قبول نمايد، مگر آن كه صورت قبل، خود- بعينها- ماده باشد، در اين صورت، صورت متحصل بشرط لا نمىشود جهت صورت لا حق ماده قرار گيرد و اين، صورت لا بشرط است كه ماده واقع مىشود و بنابر حركت در جوهر، صورت نباتى كه از براى قبول نيل به درجات انسانى مستعد است در مقام تكامل ذاتى مبدل به حيوان مىشود و اين نبات موجود در جنين و قبل از مرتبه جنين است كه حيوان مىشود، نه نبات بالفعل، مثل درخت. حيوان بالفعل هرگز به مقام و مرتبه انسانى، عروج نمىنمايد، حيوان مستعد قبول صورت انسانى است كه انسان بالقوه و حيوان بالفعل است.
اگر صور عناصر در مواليد، به نحو فعليت و مبدئيت اثر باقى بمانند، ناچار در معدنيات مذاب مثل طلا و سرب آب شده با آن درجه از حرارت شديد بايد جزء هوايى و مائى، موجود باشد. و اين يكى از اشكالات آخوند ملا صدراست بر بقاى صور عناصر.
نگارنده، در حواشى، بر اين دليل نيز چند مناقشه وارد نموده است. و در آنجا ذكر شد كه بنابر اصول مقرر در علوم طبيعى جديد، اولا اساس بحث بايد به