شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٢٧١
حكمت مشايى از هر فيلسوف محقق مشايى، مباحث را محققانهتر تقرير مىنمايد و اگر گاهى اشاره يا تصريح به افكار خود نمىنمود، در حكمت نظرى نيز بزرگترين حكيم مشايى محسوب مىشد.
در شرح هدايه بر امتناع حركت در جوهر برهان اقامه نموده است، اگر چه در طى بحث اشارهاى خفى به مسلك خود نيز نموده است، ولى نظر او در اين شرح صرفا تحقيق آراى مشائيه اسلام است نه آن كه اين كتاب را قبل از اسفار نوشته باشد، چون در اين كتاب، تحقيق بعضى از مسائل را به اسفار و ديگر آثار خود ارجاع نموده است. و حقير معتقد است كه اكثر آثار خود را هم زمان تأليف مىنموده است و در مقام تقرير مباحث در همه آثار خود تجديد نظر مىنموده، غير از چند رساله كه آخرين آثار او محسوب مىشود.
آخوند، در شرح هدايه در قسمت آخر كتاب، مبحث معاد، بعد از اشاره به حدوث نفوس به طريق مؤلف هدايه و شيخ رئيس و كيفيت تقدم عقول طولى بر نفوس ناطقه به احوال نفس در نشآت آخرت پرداخته و در تقريب امكان معاد جسمانى و وجوب اعتقاد به انواع و اقسام معاد از معاد جسمانى و حشر برزخى و عقلانى، به وجوب اعتقاد به معاد جسمانى و عود ارواح به ابدان هنگام قيام قيامت تصريح نموده است.
«و ممّا يجب أن يعلم قبل الخوض في تلك المقاصد، أنّ المعاد على ضربين:
ضرب لا يفي بوصفه و كنهه إلّا الوحي و الشريعة و هو الجسماني باعتبار البدن اللائق بالآخرة [١] و خيراته و شروره، و العقل لا ينكره، و ضرب يمكن تصحيحه من جهة النظر و القياس، و الشرع لا ينكره بل ربما يشير إليه إشارات مقنعة و عبارات مشبعة تكفي لطالب الحق و اليقين، و تهدي لمن شاء إلى صراط مستقيم، كقوله تعالى: (يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعِي
[١]ر. ك: شرح هداية، چاپ گ تهران، ١٣١٣ ق، ص ٣٧٦، ٣٧٧، ٣٧٨.