شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٢٦٣
در آيات شريف مربوط به معاد جسمانى بايد توجه داشت كه بعضى از آنها دلالت صريح بر معاد جسمانى دارند. و به عقيده نگارنده، اين آيه مباركه (رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى ...) كه در آن، از كيفيت معاد جسمانى سؤال مىشود، بر عود اجساد دلالت دارد [١] و قبول تأويل نمىنمايد. و در ضمن، در بيان مقصود و غرض نزول و مفهوم برخى ديگر از آيات مثل آيه مباركه: (مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ، قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ ...) تأثير تام دارد.
نگارنده، در اواخر بحث معاد، كليه آيات ناظر در معاد را نقل و مفصل در نحوه دلالت آنها بر مقصود تكلّم مىنمايد.
و بايد دانست كه در اصول عقايد آنچه كه خيلى با اهميت و قابل اعتبار است آن است كه علم به اين مباحث مثل علم و ايمان به مبدأ وجود و علم به صفات حق و علم به ملائكه و علم به معاد و حالات و نشآت بعد از موت و غير اينها از مسائل اعتقادى كه ايمان و اعتقاد به آنها واجب است، بايد از طريق برهان حاصل شود.
لذا در عقايد نمىتوان به تقليد اكتفا نمود، هر چه قوه نظرى در فهم معارف قوىتر و راسختر شود، نفس ناطقه در كمال مطلوب خود، تامتر و مراتب و درجات او در معاد و آخرت عالىتر مىباشد و تعلق انسان به عوالم ربوبى قوىتر خواهد
[١]بايد به اين اصل مهم در معاد توجه داشت و دانست كه عود روح به بدن در آخرت، معاد است و اين معنا نزد عرفا و متكلمان و حكماى قائل به معاد جسمانى و معتقد به بقاى ارواح، بعد از بوار ابدان و اجسام مسلم است و همه تصريح كردهاند كه معاد با تناسخ اين فرق را داراست كه عود ارواح به ابدان در دنيا، تناسخ و در آخرت، معاد است. و بايد توجه نمود كه آخرت، عالمى است محيط بر اين عالم و بالجمله واقع در طول اين عالم است و بعد از طى بساط ماده و رجوع كل شىء الى اصله، قيامت قائم مىشود. و اگر كسى بگويد آخرت در عرض دنيا در قطعهاى از قطعات عالم زمان واقع است، بايد ملتزم شود كه فرق بين دو نشأت، فقط به زمان است و اين قول، مخالف ضرورت اديان و به حسب معنا، قائل به اين قول، منكر معاد و با دهريّه ملاحده چندان فرقى ندارد. برخى از جاهلان مغرور و مبتلايان به جهل مركّب من حيث لا يشعر بر اين مسلك رفتهاند و در كثيرى از مباحث اعتقادى، از روى جهل خواستهاند ابرو بردارند ديده را كور كردهاند.