شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٢٣١
مانع مىشود. و متجردان از جلباب بشرى، مثل نفوس ولويه، به مقتضاى تحصيل فطرت ثانوى با آن كه نفوس آنان به تعمير نظام جزئى مربوط به ابدان اشتغال دارند، حقايق عالم مثالى را شهود نموده و لسان آنان به اين مرتبه: «فاعبد ربّك كأنّك تراه؛ و إنّي أنظر إلى عرش الرحمن بارزا» مترنّم است. و مقام فوق اين مرتبه، لم أعبد ربّا لم أره است. اين كه ملا صدرا مىفرمايد: قيام صور خيالى به نفس مبدأ اين صور، به قيام به فاعل اشبه است از قيام به قابل، از اين باب است كه بالأخره نفس، جهت ادراك صور خيالى قبل از حصول و فعليت اين صور و همچنين نسبت به صور عقلى داراى جهت قوه، ناچار خيال هيولانى است و حصول هر صورت عقلى و خيالى، ملاك خروج نفس به حسب جوهر ذات از مقام قوه به فعليت است. و فيض وجودى مبدأ حصول فعليات، از باطن نفس مستعد، مرور نموده و به صور خيالى و عقلى مىرسد و در مقام باطن نفس، عين وجود نفس و همين فيض، در مقام ظهور به صورت صور خيالى، عين صور قائم به جوهر نفس متخيل و عاقل، مىباشد. و نفس، هر چه به فعليت (چه در مقام تخيّل و چه در مقام تعقّل) برسد، جهت اتصال آن به عالم مثل معلق و خيال و برزخ و سماوات جسمانى منفصل و مطلق و نيز اتحاد آن با عالم عقول و اتصال آن به سماى اطلاق، تامتر و تمامتر مىشود. و وجود اخروى نفس، وسيعتر و درجات و مراتب فعليات آن، رفيعتر و كاملتر مىگردد. و هيآت، مبدأ ثواب و نيل به درجات موجب لذات و مبادى علت عذاب و الم و بالأخره مقبره نفوس همين صور جسمانى حاصل از تجسم اعمال و تقدّر نيات است. و شايد به همين معنا در كلمات اهل عصمت و لسان نبوّت عليه السّلام اشارت رفته است كه «القبر إمّا روضة من رياض الجنّة، أو حفرة من حفر النيران» [١].
[١]آخوند مجلسى علامه ملا محمد باقر، روايات وارد در عذاب قبر را از باب جمع بين روايات، به ابدان مثالى مىداند و در مرآة العقول گويد: «لعلّ المراد بالقبر، عالم البرزخ كما مرّ» بنابراين،